تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٣٩
حالتى كه بسيار پاكيزه باشد، كه مبارك ساخته باشد بر آن، پرى آسمانها و پرى زمين و پرى آنچه خواست پروردگار من، چنانكه دوست مىدارد پروردگار من و مىپسندد، و چنانكه سزاوار است از براى وجه پروردگارم، كه خداوند بزرگوارى و نوازش[١] است».
٣٣٠٢/ ٢٤. از او، از اسماعيل بن مهران، از حمّاد بن عثمان مروى است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «هر كه در هنگامى كه نماز صبح را به جا مىآورد، صد مرتبه: مَا شَاءَ اللَّهُ كَانَ، لَاحَوْلَ وَلَا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ؛ «آنچه خواست خدا بود، ونيست گرديدنى و نه توانايى، مگر به خداى بلندمرتبه بزرگ»، بگويد، در آن روز چيزى نبيند كه او را ناخوش آيد».
٣٣٠٣/ ٢٥. از او، از اسماعيل بن مهران، از على بن ابىحمزه، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «هر كه در عقب نماز صبح و در عقب نماز مغرب، هفت مرتبه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، لَاحَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ؛ «به نام خداى بخشاينده مهربان. نيست گرديدنى و نه توانايى، مگر به خداى بلندمرتبه بزرگ»، بگويد، خداى- تعالى- هفتاد نوع از انواع بلا را از او دفع كند، كه آسانترين آنها باد و قولنج است و پيسى و ديوانگى، و اگر بدبخت باشد، از بدبختى محو شود و با نيكبختان نوشته شود».
٣٣٠٤/ ٢٦. و در روايت سعدان، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام، مثل اين واقع است، مگر آنكه او گفته كه: «آسانترين آن ديوانگى است و خوره و پيسى، و اگر بدبخت باشد، اميد دارم كه خداى- تعالى- او را به سوى نيكبختى بگرداند».
٣٣٠٥/ ٢٧. از او، از ابنفضّال، از حسن بن جهم، از امام موسى كاظم عليه السلام مثل اين مروى است، مگر آنكه او گفت كه: «هر كه آن را سه بار بگويد، در هنگامى كه صبح مىكند و سه مرتبه در هنگامى كه شام مىكند، از شرّ شيطان و پادشاه نترسد، و نه از پيسى و خوره»، و نگفت هفت مرتبه و حضرت كاظم عليه السلام فرمود: «و من آن را صد مرتبه مىگويم».
٣٣٠٦/ ٢٨. از او، از عثمان بن عيسى، از سماعه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «چون در بامداد و شام نماز را به جا آورى، هفت مرتبه بگو: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ؛ «به نام خداى بخشاينده مهربان. نيست گرديدنى و نه
[١]. يعنى نواختن و گرامى داشتن.