تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٣٥
٣٢٩٩/ ٢١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از معاويه بن عمّار، از امام جعفر صادق عليه السلام اين دعا را روايت كرده است كه: «اللَّهُمَّ، لَكَ الْحَمْدُ ... وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ وَآبَائِي مَعَهُمْ؛ خداوندا! از براى تو است ستايش. مىستايم تو را و يارى مىجويم ز تو، و تو پروردگار منى و من بنده توام. صبح كردهام بر عهد و پيمان تو و وعده تو، و ايمان دارم به وعده تو. وفا مىكنم به عهد تو، مادام كه توانايم، و نيست گرديدنى و نه توانايى، مگر به خدا، در حالتى كه تنها است. نيست شريكى از برايش. شهادت مىدهم به اينكه محمد بنده و فرستاده او است. صبح كردهام بر آفرينش اسلام و سخن اخلاص و كيش ابراهيم و دين محمد. صلوات فرستد خدا بر او و آل او. بر اين زندگى مىكنم و مىميرم، اگر خواهد خدا.
خداوندا! زنده دار مرا مادام كه زنده دارى مرا، و بميران مرا چون بميرانى مرا، بر اين، و برانگيز مرا چون برانگيزى مرا، بر اين، در حالى كه بجويم به اين خشنودى تو و پيروى كردن راه تو. به سوى تو پناه دادم پشت خود را و به سوى تو باز گذاشتم كار خود را. آل محمد پيشوايانند. نيست مرا پيشوايانى غير از ايشان. به ايشان اقتدا مىكنم و ايشان را دوست مىدارم و به ايشان اقتدا مىنمايم. خداوندا! بگردان ايشان را دوستان من در دنيا و آخرت، و بگردان مرا كه دوستى كنم با دوستان ايشان، ودشمنى كنم با دشمنان ايشان در دنيا و آخرت، و ملحق كن مرا به شايستگان، و پدران من با ايشان باشند».
٣٣٠٠/ ٢٢. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از صفوان، از آنكه او را ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه: چيزى به من تعليم فرما كه چون صبح و شام كنم، آن را بگويم. فرمود: «بگو كه: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ... وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ؛ ستايش مر خدايى را است كه مىكند آنچه را كه مىخواهد، و نمىكند آنچه را كه بخواهد غير او. ستايش مر خدايى را است، چنانكه خدا دوست مىدارد كه ستوده شود، و ستايش مر خدايى را است، چنان كه او سزاوار است.
خداوندا! داخل كن مرا در هر خوبى كه داخل گردانيدهاى در آن، محمد و آل محمد را، و بيرون بر مرا از هر بدى كه بيرون بردهاى از آن، محمد و آل محمد را. صلوات فرستد خدا بر محمد و آل محمد».
٣٣٠١/ ٢٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عبدالرحمان بن حمّاد كوفى، از عمرو بن مصعب، از فرات بن احنف، از امام