تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢٥
مرتكب شدن بر محرمات تو. خداوندا! بگردان از من تنگى و سختى و زحمت و بلا، و بدى قضا و قدر، و شماتت و شادى دشمنان، و نگريستن بد را در خودم و مالم». و فرمود كه:
«هيچ بندهاى نيست كه در هنگامى كه صبح و شام مىكند، سه مرتبه بگويد كه: رَضيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَبِالْاسْلامِ ديناً وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَالِهِ نَبِيّاً وَبالْقُرْانِ بَلاغاً وَبِعَلِّىٍ اماماً؛ «خشنود شدم به خدا، از روى پروردگارى و به اسلام، از روى كيش و به محمد، صلوات فرستد خدا بر او و آلش، از روى پيغمبرى و به قرآن، از روى رسانيدن و به على، در حالتى كه امام من باشد»، مگر آنكه بر خداى عزيز جبّار واجب و سزاوار است كه در روز قيامت او را خشنود گرداند». و فرمود كه: آن حضرت عليه السلام چون شام مىكرد، مىفرمود كه: «أَصْبحْنا لِلَّهِ شاكِرينَ وَأَمسَيْنا لِلَّهِ حامِدينَ فَلَكَ الْحَمْدُ كَما أَمْسَيْنا لَكَ مُسْلِمينَ سالِمينَ: صبح كردهايم خدا را ستايشگران، و شام كردهايم خدا را ستايندگان. پس تو را است ستايش، چنان كه شام كردهايم از برايت مسلمانان سالمان». و چون صبح مىكرد، مىفرمود كه: «أَمْسَيْنا لِلَّهِ شاكِرينَ وَأَصَبَحْنا لِلَّهِ حامِدينَ فَلَكَ الْحَمْدُ كَما أَصْبَحْنا لَكَ مُسْلِمينَ سالِمينَ: شام كردهايم خدا را شكركنندگان، و صبح كردهايم خدا را ستايندگان. پس تو را است حمد، چنان كه صبح كردهايم از برايت مسلمانان سالمان».
٣٢٩١/ ١٣. از او، از عثمان بن عيسى، از سماعه، از ابوبصير، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مروى است كه فرمود: «پدرم عليه السلام چون صبح مىكرد، مىفرمود: بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ ... مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ؛ به نام خدا و بخدا و بسوى خدا و در راه خدا و بر ملّت رسول خدا صلوات بفرست بر او و آل او. خداوندا بسوى تو تسليم كردم خودم را و بسوى تا بازگذاشتم كارم را و بر تو توكل كردم. اى پروردگار جهانيان خداوندا نگاهدار مرا بنگاه داشتن ايمان از پيش روى من و از پشت سر من و از جانب راست من و از جانب چپ من و از زبر من و از طرف زير من و از جانب من، نيست خدايى مگر تو. نيست هيچ ترديدى و نه توانايى مگر بخدا، سؤال مىكنم از تو عفو و عافيت از هر ناخوشى و بلاى در دنيا و آخرت. خداوندا بدرستى كه پناه مىبرم به تو از عذاب قبر و پناه مىبرم به تو از سطوتهاى تو در شب و روز.
خداوندا! اى پروردگار مشعر الحرام و پروردگار شهر حرام و پروردگار حلّ و احرام! برسان به پيغمبرت، محمد و آل محمد، از جانب من سلام را. خداوندا! به درستى كه من پناه ببرم به زره تو كه استوار است، و پناه مىبرم به جمع تو، از آنكه بميرانى مرا از روى غرق، يا سوختن، يا گلو گرفتن، يا قصاص، يا حبس، يا زهر داده شدن، يا هلاك شدن در چاه،