تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٧٣
كند، به حقيقت كه بسيار خداى- تعالى- را ياد كرده. به درستى كه منافقان در آشكار خدا را ياد مىكردند و در نهانى او را ياد نمىكردند؛ پس خداى عز و جل فرمود كه: «يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا»[١]؛ يعنى: مىنمايند خود را به مردمان و به ريا كار مىكنند و ياد نمىكنند خدا را، مگر ياد كردن اندك» (و آن در زمانى است كه مردم ايشان را ببينند).
٣٢١٠/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از ابنفضّال كه آن را مرفوع ساخته، گفت كه: «خداى به عيسى فرمود كه: اى عيسى! مرا در دل خود ياد كن تا تو را در ذات خود ياد كنم، و مرا ياد كن در گروه خود تا تو را ياد كنم در گروهى كه از گروه آدميان بهترند. اى عيسى! دل خود را از براى من نرم گردان و در خلوتها ذكر مرا بسيار بكن. و بدان كه شادى من آن است كه در نزد من تملّق و چاپلوسى كنى و در آن زنده باش و مرده مباش».
٣٢١١/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد، از حريز، از زراره، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «فرشتگان نمىنويسند، مگر آنچه را كه مىشنوند. و خداى- تعالى- فرموده است كه: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً»[٢]؛ يعنى: «و ياد كن پروردگار خود را در دل خود از روى زارى و ترس». پس كسى غير از خدا ثواب اين ذكر را كه در نفس اين مرد است نمىداند، به جهت عظمتى كه دارد».
باب در بيان ذكر خدا در غافلان
٢٦. باب در بيان ذكر خدا در غافلان
٣٢١٢/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از حسين بن مختار، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «آنكه در ميان غافلان، خدا را ياد كند، چون جنگكننده است در ميان گريختگان».
٣٢١٣/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: ذاكرِ خدا در غافلان، چون كسى است كه بعد از گريزندگان جنگ كند، و آنكه بعد از گريزندگان جنگكننده باشد، بهشت از براى او است».
[١]. نساء، ١٤٢.
[٢]. اعراف، ٢٠٥.