تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٤٩
است، خداى- تعالى- را مىخواند در امرى كه بر او وارد مىشود، پس به فرشتهاى كه بر او موكّل است گفته مىشود كه: از براى بنده من حاجتش را بگير و به او مده، و آن را تعجيل مكن، كه من خواهش دارم كه ندا و آواز او را بشنوم. و به درستى كه بندهاى كه دشمن خدا است، خداى- تعالى- را مىخواند در امرى كه به او مىرسد، پس به فرشتهاى كه به او موكّل است گفته مىشود كه: حاجتش را روا كن و آن را شتاب ده، كه من ناخوش دارم كه ندا و آواز او را بشنوم».
حضرت فرمود: «پس مردم مىگويند كه: به اينك عطا نشد، مگر به جهت گرامى بودنش، و اين منع نشد، مگر به جهت خواريش».
٣١٦٢/ ٨. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابنمحبوب، از هشام بن سالم، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «پيوسته مؤمن با خير و اميد رحمت از خداى- تعالى- است، مادام كه شتاب نكند و به اين جهت نوميد شود و دعا را ترك كند». به آن حضرت عرض كردم كه: چگونه شتاب مىكند؟ فرمود كه: «مىگويد:
چند مدّت دعا كردم و اجابت را نمىبينم».
٣١٦٣/ ٩. حسين بن محمد، از احمد بن اسحاق، از سعدان بن مسلم، از اسحاق بن عمّار، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «پيوسته مؤمن خداى- تعالى- را مىخواند و در حاجت خويش دعا مىكند، و خداى عز و جل مىفرمايد كه: اجابتش را به تأخير اندازيد، به جهت شوق به سوى آواز و دعاى او. پس چون روز قيامت شود، خداى- تعالى- بفرمايد كه: اى بنده من! مرا خواندى و اجابت تو را به تأخير انداختم، و ثوابت چنين و چنين است. و مرا در چنين و چنين خواندى و اجابتت را به تأخير انداختم، و ثواب تو چنين و چنين است». و حضرت فرمود كه: «پس مؤمن آرزو مىكند كه كاش در دنيا يك دعا از برايش مستجاب نشده بود، از آنچه مىبيند از حسن ثواب».
باب در بيان ثمره صلوات بر پيغمبر خدا، محمد و خاندانش
٢٠. باب در بيان ثمره صلوات بر پيغمبر خدا، محمد و خاندانش عليهم السلام
٣١٦٤/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از هشام بن سالم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «پيوسته دعا محجوب است و به آسمان بالا نمىرود و مستجاب نمىشود، تا بر محمد و آل محمد صلوات فرستد».