تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٣٣
تقرّب نجستهاند به سوى من، به چيزى كه در نزد من دوستتر باشد از سه خصلت. موسى عرض كرد كه: اى پروردگار من! آن خصلتها چيست؟ فرمود كه: اى موسى! آنها زهد و بىرغبتى است در دنيا، و پارسايى از معاصى و نافرمانىهاى من، و گريستن از ترس من.
موسى عرض كرد كه: اى پروردگار من! چه ثواب است از براى كسى كه اين را بكند؟ پس خداى- تعالى- به سوى او وحى فرمود كه: اى موسى! امّا آنكه در دنيا زاهد و بىرغبت است، در بهشت خواهد بود. و امّا آن كسانى كه از ترس من بسيار گريهكنندهاند، در رفيع اعلا باشند كه هيچكس با ايشان مشاركت نكند. (و رفيع اعلا، مسكن پيغمبران و اولياى خدا است و آن را رفيع اعلا مىگويند). و امّا پارسايان كه از معصيتهاى من دورى مىكنند، پس به درستى كه من مردمان را تفتيش مىكنم و پاپى ايشان مىشوم، و ايشان را تفتيش نمىكنم».
٣١٣٦/ ٧. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از عثمان بن عيسى، از اسحاق بن عمّار كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: پيوسته دعا مىكنم و مىخواهم كه بگريم و مرا گريه نمىآيد، و بسا است كه بعضى از كسانى را كه مردهاند از اهل من، به خاطر مىآورم و به اين سبب دلم نرم مىشود و گريه مىكنم. آيا آنچه من مىكنم جائز است؟ فرمود: «آرى، چون چنين است، ايشان را به خاطر مىآورى. پس چون دلت نرم شد، گريه كن و پروردگار خود را بخوان و دعا كن».
٣١٣٧/ ٨. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از عنبسه عابد روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «اگر با تو گريهاى نباشد و تو را گريه نيايد، تن به گريه بده و خود را بر آن بدار».
٣١٣٨/ ٩. از او، از ابنفضّال، از يونس بن يعقوب، از سعيد بن يسار جامه سابرىفروش روايت است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: من در دعا تن به گريه مىدهم و خود را بر آن مىدارم و مرا هيچ گريه نيست. فرمود: «آرى، و اگرچه مانند سر مگس باشد».
٣١٣٩/ ١٠. از او، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از على بن ابىحمزه روايت است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام به ابوبصير فرمود كه: «اگر از امرى بترسى يا حاجتى را اراده داشته باشى، به خدا آغاز كن و آن جناب را به بزرگى و عظمت ياد كن و بر او ثنا كن، چنانكه او سزاوار آن است. و بر پيغمبر صلى الله عليه و آله صلوات بفرست و حاجت خود را بخواه و خود را به گريه