تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٢٥
مگر اينكه دعايش را مستجاب گرداند، در هر شبى كه باشد». عرض كردم كه: خدا تو را به اصلاح آورد! آن ساعت كدام ساعت از شب است؟ فرمود كه: «چون نيمه شب بگذرد، و آن سدس اوّل است از اوّل نيمه آخر».[١]
باب در بيان رغبت و رهبت و تضرّع و تبتّل و ابتهال و استعاذه و ...
١٤. باب در بيان رغبت و رهبت و تضرّع و تبتّل و ابتهال و استعاذه و مسئلت[٢]
٣١٢٣/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از اسماعيل بن مهران، از سيف بن عميره، از ابواسحاق، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود:
«رغبت آن است كه باطن كفهاى دست خويش را رو به سوى آسمان كنى. و رهبت كه عبارت است از ترس و بيم، آن است كه پشت كفهاى خود را به سوى آسمان گردانى[٣]». و قول آن جناب كه مىفرمايد: «وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا»[٤]، حضرت عليه السلام فرمود كه: «تبتّل، دعا كردن است به يك انگشت كه به آن اشاره نمايى[٥]. و تضرّع آن است كه به دو انگشت اشاره كنى و آنها را حركت دهى. و ابتهال، برداشتن دستها و كشيدن و بلند كردن آنها است، و آن در نزد قطرهاى است از اشك كه از چشم بريزد، بعد از آن دعا بكن».
٣١٢٤/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از ابوايّوب، از محمد بن مسلم
[١]. يعنى بعد از نصف شب تا به قدر سدس شب بگذرد. و سدس- به ضمّ سين و دال و سكون آن-، شش يك باشد.( مترجم)
[٢]. و رغبت، اراده داشتن و خواستن است. و رهبت، ترسيدن. و تضرّع، زارى كردن. و تبتّل، انقطاع و خويشتن را از همه جهانيان بريدن و به درِ خدا گريختن و با آن جناب گرويدن، و كارى خاصّه براى او كردن، كه عمل را از براى او خالص گرداند. و ابتهال، سعى و كوشش كردن در دعا. و استعاذه، پناه جستن. و مسئلت، درخواستن. و اين معانى به اعتبار وضع لغوى است، و مراد از اينها در اينجا آن است كه مذكور خواهد شد.( مترجم)
[٣]. چه اوّل چنان است كه دست پيش كسى مىدارى كه چيزى به دستت دهد. و دويم اشاره است به سوى اينكه من ازاعمال خود نااميد شدهام و پشت دست گذاشتهام و از بسيارى بدكردارى، روى طلب از تو ندارم.( مترجم)
[٤]. مزمل، ٨ يعنى:« و بريده شو از همه خلايق و توجّه كن به سوى او به عبادت و طاعت، و به در او گريزبردن وگريختنى كامل؛ يعنى نفس خود را از انديشه غير او مجرّد سازد، و روى دل خود را بالكلّيّه به او آورد. و عبداللَّه عبّاس گفته كه: مراد آن است كه عمل را از براى خدا خالص كن. و حسن بصرى گفته كه: سعى و كوشش كن. و ابنزيد گفته كه: خويشتن را با عبادت او بردار. و شقيق گفته كه: بر او توكّل كن. و زيد بن اسلم گفته كه: تبتّل آن باشد كه دنيا را رها كند و طلب رضاى خدا كند.( مترجم)
[٥]. و در شرح آن گفتهاند كه: تبتّل آن است كه انگشت سبّابه دست چپ را بلند مىكنى و پَست مىكنى، مانند كسى كهبه ابرام، چيزى از كسى طلبد، يا اشاره به آن است كه نمىدانم كه مرا بلند خواهى كرد يا پَست خواهى گذاشت.( مترجم)