تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٩٧
استقرار ندارد. پس هيچ آدمى از دردهاى سخت و مصيبتهاى آن جدا نباشد، يا بالفعل يا بالقوه. پس ضرر آن يا حاصل است كه وقوع دارد يا متوقّعالحصول است، و ازاله هر يك از اين دو امر با قدرت بر آن واجب است. و دعا است كه اين را تحصيل مىكند و آن مقدور است. پس رفتن به سوى آن واجب باشد. و اميرالمؤمنين و سيّد الوصيّين- صلوات اللَّه عليه- بر اين معنى تنبيه نموده در آنجا كه فرموده: هيچ مبتلايى و هر چند كه بلاء و زحمتش بسيار باشد، سزاوارتر نيست به دعا كردن از آن بىآفتى كه از بلاء ايمن نباشد. و از اين حديث احتياج هر كسى به دعا ظاهر شد؛ خواه عافيت داشته باشد و خواه مبتلا باشد. و فائدهاش رفع بلاى حاصل و دفع شرىّ است كه نازل باشد، يا جلب نفعى مقصود، يا ثابت داشتن خير موجود و دوام آن است، يا منعش از زوال؛ زيرا كه، حضرات معصومين عليهم السلام آن را وصف فرمودهاند به سلاح بودن. و سلاح از جمله آنها است كه به واسطه آن استجلاب نفع مىشود و به آن استدفاع ضرر مىشود، و از براى همين آن را سپر نيز ناميدهاند. و سپر، آلت پوششى است كه به واسطه آن خود را از ناخوشىها نگاه مىدارند. و بعد از ذكر بعضى از اخبار در باب سلاح و سپر بودن آن و اينكه بلاى نازل و غير نازل را دفع مىكند، مىگويد كه: پس به اين احاديث و آنچه در معنى اينها باشد. و آن بسيار است كه ما به جهت حذر كردن از طول دادن، ايراد ننموديم. ظنّ دفع ضرر؛ بلكه علم، صحيح و درست شد به جهت صحّت خبر كسى كه راستگو است و دروغ نمىگويد».
تا اينجا ترجمه كلام ابنفهد است كه نقل شد، و ظاهر آن خالى از ناخوشى و بحثى نيست كه اين موضع مقام بيان آن نيست. و دعا بر چهار قسم است: اوّل آنچه متعلّق است به تحميد و تمجيد و تسبيح و تعليل. دويم آنچه متعلّق است به طلب خير دنيا و رفع مكاره آن. سيم آنچه متعلّق است به طلب خير آخرت و توفيق خوبىهاى آن. چهارم آنچه متعلّق است به دو چيز يا سه چيز يا همه اينها.