تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٩٦
اشرفِ والا زمام، اختيار در اين باب، در كف اين داعى قرار و استقرار يافت، كه آنچه صلاح داند و به نظر قاصر رسد از احاديث، جمع نموده، كتاب سازد، و به ترتيب دادن مجلّدى ديگر پردازد. و پيش از اين، به امر اشرف والا، از اوّل كتاب مستطاب اصول كافى تا آخر كتاب ايمان و كفر را ترجمه كرده، سه كتاب ديگر از آن كه عبارت است از: كتاب دعا و كتاب قرآن و كتاب عشرت باقى مانده بود. به نظر فاتر چنين رسيد كه تتمّه را تمام كند؛ چرا كه، ناتمام بودن آن، موافقِ همّت بلند و مناسب عزيم ارجمند نوّاب اشرف والا نبود. و چون تمام خلق در امور معاش و معاد به دعا و قرآن و عترت احتياج دارند، و بايد كه در همه احوال كه به آنها پناه برند، آن را به كهف الورى مسمّى ساختم، و به ترجمه نمودن آن به سياق سابق پرداختم، مگر آنكه ترجمه دعاها را در اين كتاب در سطر زير آن نوشتم و به آخر نينداختم، مگر نادرى؛ به جهت آنكه داعى در حين دعا و هنگام خواندن آن متذكّر معانى آنها باشد، تا نفعش اعمّ و فائدهاش اتمّ بوده باشد. اگر بعد از اتمام، به عزّت و زينتِ قبول، معزّز و مزيّن شود، از فضلِ نمايان و لطفِ بىپايان عجب نباشد.
و اكنون شروع در مقصود نموده، به موقف عرض اقدس مىرساند كه: مؤلّف- رضوان اللَّه عليه- بعد از تسميه فرمود كه: كتاب دعا، و دعا- به ضمّ دال-، در اصل لغت به معنى مطلقِ خواندن است و در اصطلاح، طلب كردن شخص فرومايه است فِعْلى را از كسى كه بلندمرتبه و از او بالاتر باشد، بر وجه فروتنى و زارى، و آنچه در حاجت، خدا را به آن مىخوانند، و آن به طريق عقل و نقل، مرغوب و مندوب و حسن و مستحسن است. امّا نقلًا، به جهت آنچه در كتاب و سنّت واقع شده از آيات و اخبار كه بعضى از آنها در اين كتاب مذكور خواهد شد، و امّا عقلًا، به جهت آنچه عالم عابد و عارف زاهد، شيخ احمد بن فهد حلّى رحمه الله، در كتاب مستطاب عدّة الدّاعى ذكر فرموده، از اينكه دفع ضرر از خود با قدرت بر آن و تمكّن از آن واجب است، و حصول ضرر، ضرورىّ الوقوع است از براى هر انسانى كه در دار دنيا باشد؛ زيرا كه هر انسانى جدا نباشد از آنچه او را پريشان و عقلش را مشغول سازد و به او زيان رساند، يا از داخل، چون حصول عارضى كه مزاج او را فرو گيرد، يا از خارج، چون اذيّت ظالمى، يا مكروه و ناخوشى كه از شريك يا همسايه به او رسد. و اگر بالفعل از همه خالى باشد، هر آينه وقوعش را در آن تجويز مىكند و همچنين عاشق شدن و در آويختنش را به آن. و چگونه چنين نباشد، و حال آنكه در خانه حوادثى است كه در هيچ زمانى قرار و