تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٩٤
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
مفتاح فلاحى كه ابواب جنان بلد الامين دين مبين را به واسطه آن توان گشود، و مصباح نجاحى كه بيابان طور سينين قرب ربّ العالمين را به نور آن توان پيمود، حمد معطى المسئلات[١] و ثناى مجيب الدّعواتى است كه دعا را عُدّه داعى ساخت، و آدميان را به جُبّه راقيه[٢] خطابِ «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ»[٣] نواخت. و صلوات زاكيات و تحيّات ناميات[٤]، نثار مرقد سيّد عالم كه خاصّه و خلاصه موجودات را شرف كائنات و مفخر سلسله بنىآدم است، همايون و مضجع ميمون[٥] پيغمبرى كه با معجزات باهرات كه اقوى و اكمل آنها قرآن مجيد است، مبعوث گرديد، و به آن، رقم عجز و اعجاز را بر كلّ اوراق عراق و جميع صفحات حجاز كشيد. و نثار ضرائح[٦] اولاد امجادش كه قرآن را قرين، و عروة الوثقى دين، و حبلالمتينِ ايمان، و جزو پيغمبر و حزب خداوند آسمان و زمينند. عترت اطهارى كه در باب آداب و حسن معاشرت، هر يك يگانه دوران و مرآت العقول[٧] خصال حميده، و آيينه حقايقنماى افعال پسنديده، و دستورالعمل عالمياناند.
اما بعد، چنين گويد ذرّه بىمقدار، و خادم اخبار ائمّه اخيار، تشنهلب باده فيض يزدانى، محمدعلى بن محمد حسن الاردكانى، «سُتِرَتْ جَرآئِرهُماء يَوْمَ تُبْلى سَرآئِرُهُما»[٨] كه چون در مجلس بهشتآيين و محفل فلكتزيين شركا، و عظمتمدار بندگان جلالت توامان، نوّاب كامياب، فلك جناب، سپهر ركاب، انجم سپاه، گردون بارگاه، مساعد دولت و
[١]. يعنى عطا كننده خواسته ها.
[٢]. جبّه، ردا و بالا پوش است و راقيه يعنى گرانقدر.
[٣]. فرقان، ٧٧. يعنى: بگو اگر دعاى شما نبود، خداى من به شما توجهى نمى كرد.
[٤]. يعنى درودهاى پاك و سلام هاى فزاينده.
[٥]. يعنى آرامگاه خجسته.
[٦]. جمع ضريح.
[٧]. مرآت يعنى آئينه.
[٨]. يعنى: خداوند گناهان آن دو را در روزى كه باطن آن دو آشكار مى شود، بيامرزد.