تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٧٩
و راضى نمىشويد به آنچه شما را بس باشد».
باب در بيان حال كسى كه مردم را عيب مىكند
٢٠٤. باب در بيان حال كسى كه مردم را عيب مىكند[١]
٣٠٤٤/ ١. على بن ابراهيم روايت كرده است، از پدرش و چند نفر از اصحاب ما، از سهل بن زياد و هر دو، از ابن ابى نجران، از عاصم بن حميد، از ابو حمزه ثمالى، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «به درستى كه شتابانترين خوبىها از روى ثواب، نيكى است. و به درستى كه شتابانترين بدىها از روى عذاب، ظلم و ستمكارى است. و مرد را همين عيب بس است كه از مردم ببيند، آنچه را كه نسبت به خود از آن كور باشد و بر او پوشيده باشد، يا مردم را سرزنش كند، به آنچه خود نتواند كه آن را ترك كند، يا آنكه همنشين خود را برنجاند، به آنچه به كارش نيايد».
٣٠٤٥/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن نعمان، از ابن مسكان، از ابو حمزه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه مىفرمود:
«رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: مرد را همين عيب بس است، كه از مردم ببيند، آنچه را كه بر او پوشيده باشد، و نسبت به خود از آن كور باشد، و آنكه همنشين خود را برنجاند، به آنچه به كارش نيايد».
٣٠٤٦/ ٣. محمد بن يحيى، از حسين بن اسحاق، از على بن مهزيار، از حمّاد بن عيسى، از حسين بن مختار، از بعضى اصحاب خويش، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «مرد را همين عيب بس است، كه بشناسد از عيبهاى مردمان، آنچه را كه از امر خودش بر او پوشيده باشد، يا كارى را بر مردم عيب كند، كه خود در آن باشد و نتواند كه از آن به سوى غير آن منتقل شود، يا همنشين خود را برنجاند، به آنچه به كارش نيايد».
٣٠٤٧/ ٤. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از ابو عبد الرحمان اعرج و
[١]. و عيب- به فتح عين و سكون ياء-، ناپسندى و بىهنرى است.( مترجم)