تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٥٩
فرمود: «به درستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در هر روز و هر شب، صد مرتبه به سوى خداى عز و جل توبه مىفرمود، و از آن جناب طلب آمرزش مىنمود، بىآنكه گناهى داشته باشد. به درستى كه خدا دوستان خود را به مصيبتها مخصوص مىگرداند، از براى آنكه ايشان را بر آنها مزد دهد، بىآنكه گناهى داشته باشند».
٣٠١٤/ ٣. على بن ابراهيم روايت كرده و آن را مرفوع ساخته و گفته است كه: چون حضرت على بن الحسين عليهما السلام را به نزد يزيد، پسر معاويه، بردند، آن حضرت را در برابر او بازداشتند. پس يزيد- لعنه اللَّه- گفت كه: «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ».
حضرت على بن الحسين عليه السلام به آن ملعون فرمود كه: «اين آيه در شأن ما نيست. به درستى كه در شأن ما است قول خداى عز و جل كه مىفرمايد: «ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ»[١]؛ يعنى: نرسيده و نخواهد رسيد هيچ بليّهاى در زمين و نه در نفسهاى شما (چون قحطى و گرانى و نقصان اموال و زراعات و بيمارىها و دردها و اندوهها و مردن خويشان و دوستان و غير آن از انواع آفات)، مگر آنكه ثبت شده است در لوح محفوظ، پيش از آنكه بيافرينيم نفسهاى شما را (يا آن مصيبت را، تا فرشتگان به آن استدلال كنند، بر آنكه آن جناب- سبحانه و تعالى- عالم به ذات است، و حقيقت هر چيزى را پيش از وقوع آن مىداند). به درستى كه آن- يعنى ثبت مصائب در لوح محفوظ، و ايجاد آنها با وجود بسيارىِ آنها در آن-، بر خدا آسان است».
باب در بيان اينكه خدا به واسطه عامل، عذاب را از غير عامل دفع
٢٠٠. باب در بيان اينكه خدا به واسطه عامل، عذاب را از غير عامل دفع مىكند[٢]
٣٠١٥/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از على بن معبد، از عبد اللَّه بن قاسم، از يونس بن ظبيان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه خداى عز و جل دفع مىكند به كسى كه نماز مىكند از شيعيان ما، عذاب را، از كسى كه نماز نمىكند از شيعيان ما، و اگر بر ترك نماز اجتماع مىكردند، هلاك مىشدند. و به درستى كه خداى عز و جل دفع مىكند به كسى كه زكات مىدهد از شيعيان ما، عذاب را، از كسى كه زكات نمىدهد، و اگر بر ترك
[١]. حديد، ٢٢.
[٢]. و در بعضى از نسخ كافى به جاى اين عنوان، اين است كه، باب: در بيان دفع كردن از شيعيان، و در بعضى از نسخ، باب، بدون عنوان است.( مترجم)