تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٥٣
مجمرها گذاشته، مىسوزد»[١].
تتمّه حديث «پس آن پيغمبر عرض كرد كه: اى پروردگار من! شهادت مىدهم كه تو حاكم عادلى كه هيچ جور و ستم نمىكنى. آن مرده، بنده تو است كه در يك چشم زدن به تو شرك نياورده بود. او را به آن نوع مردن ميرانيدى؟ و اينك، بنده تو است كه در يك چشم زدن به تو ايمان نياورده بود. او را به اين نوع مردن مرانيدهاى؟ حق- تعالى- فرمود كه: اى بنده من! من، چنان كه تو گفتى، حاكم عادلم كه هيچ جور و ستم نمىكنم. آن مردهاى كه تو ديدى، بنده من است كه او را در نزد من گناهى بود، او را به آن نوع مردن ميرانيدم، از براى آنكه مرا ملاقات كند و چيزى بر او باقى نباشد، و اينك بنده من است كه او را در نزد من حسنهاى بود؛ پس او را به اين نوع مردن مىرانيدم، از براى آنكه مرا ملاقات كند و او را در نزد من حسنهاى نباشد».
٣٠٠٧/ ١٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از ابو الصّباح كنانى كه گفت: در نزد امام جعفر صادق عليه السلام بودم كه پيرى بر آن حضرت داخل شد و عرض كرد كه: يا اباعبداللَّه! به سوى تو شكايت مىكنم از فرزندان خويش و عقوق ايشان، و از برادران خويش و جفاى ايشان، در نزد كبر سنّ من، و در هنگامى كه پير شدهام و سالَم بسيار شده؛ پس حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «اى مرد! به درستى كه حق را دولتى است و باطل را دولتى، و هر كه از اين دولتها، در دولت صاحبش خوار و بىمقدار است. و به درستى كه كمتر چيزى كه به مؤمن مىرسد در دولت باطل، عقوق است از فرزندانش، و جفا است از برادرانش، و هيچ مؤمنى نيست كه در دولت باطل به چيزى از رفاهيّت؛ يعنى خوشعيشى و آسودگى برسد، مگر آنكه پيش از مردنش مبتلا شود، يا در بدن، و يا در فرزندان، و يا در باب مالش، تا آنكه خداى عز و جل او را خالص و پاكيزه گرداند، از آنچه در دولت باطل كسب كرده، و بهره او را در دولت حق از برايش فراوان و بسيار گرداند. پس صبر كن و شاد باش».
باب در بيان اقسام عقوبت گناهان
١٩٧. باب در بيان اقسام عقوبت گناهان
٣٠٠٨/ ١. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از احمد بن محمد، از عبّاس بن علاء، از
[١]. و مجمر، آن چيزى است كه جمره آتش در آن كنند، و داروى خوشبو بر آن ريزند تا بوى خوش دهد، و خود عود را نيز مجمر گويند.( مترجم)