تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٤٣
جميع روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «هر كه به نزد ما آيد و طالب فقه و قرآن و تفسير و بيان آن باشد، او را وا گذاريد. و هر كه به نزد ما آيد كه ظاهر گرداند امر زشتى را كه خدا آن را پوشيده، او را دور گردانيد».
پس مردى از آن گروه، به حضرت عرض كرد كه: فداى تو گردم! به خدا سوگند كه مدتى است مديد كه من بر گناهى اقامه دارم، و مىخواهم كه از آن گناه به سوى غير آن منتقل شوم، و قدرت بر آن ندارم. حضرت به آن مرد فرمود كه: «اگر راستگويى، پس به درستى كه خداى عز و جل تو را دوست مىدارد، و چيزى آن جناب را منع نمىكند از آنكه تو را از آن به سوى غير آن نقل كند، مگر از براى آنكه از او بترسى».
٢٩٩٢/ ٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد بن عيسى، از حريز، از اسحاق بن عمّار، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هيچ گناهى نيست، مگر آنكه بنده مؤمنى بر آن سرشته شده، كه زمانى از آن دورى مىكند. بعد از آن، آن را به فعل مىآورد. و اين است معنى قول خداى عز و جل: «الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ»».
فرمود كه: «لمم- به فتح لام و تشديد ميم-، بندهاى است كه گناهى را بعد از گناهى به فعل مىآورد، و از سليقه او؛ يعنى از طبع او نيست، و چنان نيست كه طبيعى و جبلّى او باشد».
٢٩٩٣/ ٦. على بن ابراهيم روايت كرده است، از پدرش و چند نفر از اصحاب ما، از سهل بن زياد و هر دو، از ابن محبوب، از ابن رئاب كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه خوى مؤمن، دروغ و بخل و فجور و نابكارى نمىباشد. و بسا است كه از اينها چيزى را به فعل مىآورد، وليكن پيوسته بر آن نمىباشد». به آن حضرت عرض شد كه: مؤمن زنا مىكند؟ فرمود: «آرى، وليكن از آن نطفه، فرزندى از برايش متولّد نمىشود».
باب در بيان اينكه گناهان بر سه قسم است
١٩٥. باب در بيان اينكه گناهان بر سه قسم است
٢٩٩٤/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از عبد الرحمان بن حمّاد، از بعضى از اصحاب خويش روايت كرده كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه:
اميرالمؤمنين عليه السلام در كوفه بر منبر بالا رفت، و خدا را حمد كرد و بر او ثنا گفت. بعد از آن،