تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٠٩
٢٩٤٠/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از ابن محبوب، از ابو حمزه ثمالى، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «دلها بر سه قسم است: يكى دل سرنگون، كه چيزى از خير و خوبى در آن جا نگيرد، و آن دل كافر است. و ديگرى دلى است كه در آن نقطه و نشانهاى است سياه. پس خوبى و بدى در آن بر همديگر مىزنند، چنان كه موجهاى دريا بر همديگر مىزنند. پس هر يك از اين دو كه از آن باشد، بر آن غالب شود. و سيم دلى است گشوده، كه چراغها در آن مىدرخشد و روشنى مىدهد، و نور آن فرو نشانيده نمىشود تا روز قيامت، و آن دل مؤمن است».
باب در بيان تنقّل احوال دل
١٨٦. باب در بيان تنقّل احوال دل[١]
٢٩٤١/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش روايت كرده است و چند نفر از اصحاب ما، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، و همه از ابن محبوب، از محمد بن نعمان احول، از سلام بن مستنير كه گفت: در نزد امام محمد باقر عليه السلام بودم كه حمران بن اعين بر آن حضرت داخل شد و او را از چيزى چند سؤال كرد؛ پس چون حمران خواست كه برخيزد، به حضرت باقر عليه السلام عرض كرد كه: تو را خبر مىدهم، خدا بقاى تو را از براى ما طولانى كند! و ما را به وجود ذىجود تو بهرهمند گرداند! كه ما به خدمت تو مىآييم، بعد از آن، از نزد تو بيرون نمىرويم، مگر آنكه دلهاى ما نرم باشد، و نفسهاى ما از دنيا راضى و قانع، و دوستى آن به دنيا تمام و زائل، و آنچه در دستهاى مردمان است از اين مالها، بر ما سهل و آسان باشد. بعد از آن، از پيش تو بيرون مىرويم، و چون با مردم و تاجران محشور مىشويم، دنيا را دوست مىداريم. سلام مىگويد كه: حضرت باقر عليه السلام فرمود: «جز اين نيست كه اين دلها، دلى چند است، كه يك مرتبه سخت و دشوار مىشود، و يك مرتبه نرم و هموار مىگردد».
بعد از آن، حضرت باقر عليه السلام فرمود: «بدان و آگاه باش! كه اصحاب محمد صلى الله عليه و آله عرض كردند كه: يا رسول اللَّه! ما بر خود از نفاق مىترسيم». حضرت فرمود كه: «پيغمبر فرمود: چرا از اين مىترسيد؟ عرض كردند كه: چون در نزد تو باشيم، و تو ما را پند دهى و ما را خواهان خوبى و راغب در آن سازى، بترسيم، و دنيا را فراموش كنيم، و زاهد شويم كه هيچ رغبت
[١]. و تنقّل، از جايى به جايى رفتن است، و چيزى را به جايى نقل كردن.( مترجم)