تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٨٩
فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ»[١] يعنى: «و از جمله مردمان، كسى است كه مىپرستد خدا را بر طرف و كنارهاى[٢]، پس اگر برسد او را نيكويى (چون صحّت و توانگرى)، آرام گيرد به آن، يا به سبب آن، و اگر برسد او را ابتلا و آزمايشى، چون فقر و بيمارى، برگردد بر روى خود (يعنى از آن وجه كه متوجّه شده باشد به اسلام، كه عبارت است از كفر، باز بر آن عود كند؛ يعنى مرتد گردد، و دين اسلام را از دست دهد). زيان كرد در دنيا كه به مراد نرسيد، و زيان كرد در آخرت كه معذّب گرديد، و اين زيان هر دو جهان، همان زيانى است پيدا، و نقصانى است هويدا».
زراره مىگويد كه: حضرت باقر عليه السلام را از اين آيه سؤال كردم. فرمود كه: «اين گروه، گروهىاند كه خداى عز و جل را عبادت كردند، و از عبادت كسى كه پرستيده مىشود از غير خدا، دورى كردند، و در حقّ محمد صلى الله عليه و آله و آنچه آن حضرت آن را آورده بود، شك كردند؛ پس به ظاهرِ اسلام تكلّم نمودند، و شهادت دادند به اينكه غير از خدا، خدايى نيست، و به اينكه محمد، رسول خدا است، و به قرآن اقرار كردند، و حال آنكه ايشان در آن يا با وجود آن، صاحبان شك بودند در باب محمد صلى الله عليه و آله، و در آنچه آن حضرت آن را آورده بود، و در باب خداى- تعالى- شك نداشتند. خداى عز و جل فرمود كه: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ»؛ يعنى: بر شك و با عدم يقين در باب محمد صلى الله عليه و آله، و آنچه آن را آورده. «فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ»؛ يعنى:
عافيتى به او برسد در جان و مال و فرزندانش، «اطْمَأَنَّ بِهِ»؛ يعنى: مطمئن گردد، و به آن راضى شود، و «إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ»؛ يعنى: بلاء و زحمتى در تن يا مالش به او برسد، فال بد زند، و ايستادگى بر اقرار به حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را ناخوش دارد؛ پس به سوى وقوف و شك برگردد، و دشمنى خدا و رسول او صلى الله عليه و آله را بر پا كند، و پيغمبر صلى الله عليه و آله و آنچه را كه آن حضرت آورده، انكار كند».
٢٩٢١/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از موسى بن بكر، از
[١]. حج، ١١.
[٢]. و اين كنايه است از عدم ثبات در دين، و بىآرامى و سكون در آن، همچنان كه كسى بر كنارهى لشكرى ايستاده، مىنگرد. اگر فتح و ظفر، ايشان را دريابد، آرام گرفته، در ميان ايشان در آيد، و با ايشان در غنيمت شركت كند، و اگر شكست خورند، قرار بر فرار دهد، و از ايشان بگريزد.( مترجم)