تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧٩
اگر بزرگ شوى، برمىگردى از اين گفته، و اين قلاده را باز مىكنى»[١].
٢٩٠٧/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از على بن حسّان، از موسى بن بكر، از مردى كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «آن كسانى كه كار شايسته و كار ديگر را كه بد است به هم آميختهاند، آن گروه، گروهىاند كه در ايمان خويش گناهانى چند را احداث مىكنند، كه مؤمنان، آنها را زشت مىشمارند و آنها را ناخوش مىدارند؛ پس آن گروه، شايد كه خدا توبه ايشان را قبول فرمايد».
باب در بيان اقسام اهل خلاف
١٧٥. باب در بيان اقسام اهل خلاف[٢]
٢٩٠٨/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از مروك بن عبيد، از مردى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «خدا قدريّه را لعنت كند. خدا خوارج را لعنت كند». و دو مرتبه فرمود: «خدا مرجئه را لعنت كند». راوى مىگويد كه: به آن حضرت عرض كردم كه: آن گروه را يك مرتبه، يك مرتبه لعنت فرمودى، و اين گروه مرجئه را دو مرتبه لعنت فرمودى؟ فرمود: «زيرا كه اين گروه مىگويد كه: كشندگان ما مؤمناند، و به اين سبب، خونهاى ما به جامههاى ايشان آلوده است، تا روز قيامت. به درستى كه خداى عز و جل در كتاب خويش، از گروهى حكايت فرموده كه: «أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»[٣].
يعنى: خداى- تعالى- شنيد گفتار آنان را كه گفتند: به درستى كه خدا عهد كرده به سوى
[١]. و در حديث سابق كه مذكور شد، چنين است كه: اين قلاده را از خود باز مىكنى. يا معنا اين است كه: اين اعتقاد و رأى را كه دل بر آن بستهاى، از هم خواهى گشود. و احتمالى كه بعضى دادهاند كه معنى اين باشد كه: اگر بزرگ شوى، برگردى از دين حق، و عهد و بيعت را از خود باز كنى، بسيار بعيد است.( مترجم)
[٢]. و در بعضى از نسخ كافى، اين زيادتى نيز هست كه، و« ذكر قدريّه و خوارج و مرجئه و اهل شهرها». و قدريّه، طائفهاى از سنّيانند كه منكر قضا و قدرند. و خوارج، طائفهاى از ايشانند كه خروج بر امام زمان را روا مىدارند، و ايشان را سخنانى چند است كه از روى هوا و هوس مىگويند، و از گفتار جميع امّت بيرون است. و مرجئه، طائفهاى از ايشانند كه مىگويند: هيچكس مستحقّ ثواب و عقاب نيست، و هر چه خدا خواهد، با هر كس مىكند، و امر خلايق به تعويق افتاده، تا فرود آيد در باب ايشان، آنچه خدا اراده كند. و مىگويند كه: هر كه نماز نكند، و روزه نگيرد، و غسل جنابت نكند، و كعبه را خراب كند، و با مادر خود جماع كند، ايمانش مانند ايمان جبرئيل و ميكائيل است. و مراد از شهرها، مكّه معظّمه و مدينه مشرّفه و شام و روم و بصره است.( مترجم)
[٣]. آل عمران، ١٨٣. و در قرآن« أَلّا نُؤْمِنَ» است، و نظم آيه چنين است كه:« الَّذينَ قالُوا انَّ اللَّهَ عَهِدَ الَيْنا أَلّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ»، تا آخر آيه.( مترجم)