تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧
بود، در هر انگشتى دو ناخن، مانند دو داس درو كنى. پس خدا شيرى را چون فيل، و گرگى را مانند شتر، و كركسى را مثل استر، بر او مسلّط گردانيده، تا او را كشتند. و به حقيقت كه خداى عز و جل جبّاران و ستمكاران را كشت، بر بهترين احوال ايشان، و ايمنترين اوقات وجود ايشان».
باب در بيان افتخار و بزرگى
١٣٤. باب در بيان افتخار و بزرگى
٢٦٤١/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از هشام بن سالم، از ابو حمزه ثمالى روايت كرده است كه گفت: حضرت على بن الحسين عليهما السلام فرمود كه: «تعجّب مىكنم از متكبّرى كه فخر مىكند و مىنازد، آنكه ديروز آب منى بود، بعد از اين، در فردا، مردار و جثّهاى است مرده».
٢٦٤٢/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: آفت و بلاى حسب و نسب، نازيدن و عجب است».
٢٦٤٣/ ٣. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از محمد بن اسماعيل، از حنان، از ابن عقبه بن بشير اسدى روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه: منم، عقبة بن بشير اسدى، و من در حسب عظيمى هستم از قوم خود. عقبه مىگويد كه:
حضرت فرمود: «به حسب خود بر ما چه منّت مىگذارى؟ به درستى كه خداى- تعالى- به سبب ايمان، بلند گردانيده است كسى را كه مردم او را وضيع و پست مىناميدند، هرگاه فىالحقيقه مؤمن باشد، و پست ساخته به واسطه كفر، كسى را كه مردم او را شريف و بزرگوار مىناميدند، هرگاه فىالحقيقه كافر باشد. پس كسى را بر كسى زيادتى و افزونى نيست، مگر به پرهيزكارى».
٢٦٤٤/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عثمان بن عيسى، از عيسى بن ضحّاك كه گفت: امام محمد باقر صلى الله عليه و آله فرمود كه: «تعجّب مىكنم از آنكه مىخرامد مانند متكبّران، و بسيار فخر و ناز دارد. و جز اين نيست كه از آب منى خلق شده، بعد از آن، مردار مىگردد، و حال آنكه در ميان اينها، نمىداند كه با او چه مىشود».
٢٦٤٥/ ٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام