تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥
در آتش دوزخ باشد».
٢٦٣٦/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از ابن محبوب، از ابن رئاب، از ابو حمزه، از جابر بن عبداللَّه كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: «بدترين مردمان در روز قيامت، آنانند كه مردم ايشان را گرامى مىدارند، به جهت پرهيز كردن از بدى ايشان».
باب در بيان بغى
١٣٣. باب در بيان بغى[١]
٢٦٣٧/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از جعفر بن محمد اشعرى، از ابن قدّاح، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه آن بدى كه سزايش از همه بدىها شتابانتر است، ستم و از حد درگذشتن است».
٢٦٣٨/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «شيطان به لشكريان خود مىگويد كه: حسد و گردنكشى را در ميان فرزندان آدم اندازيد؛ زيرا كه اين دو چيز، در نزد خدا با شرك برابرى مىكنند».
٢٦٣٩/ ٣. على، از پدرش، از حمّاد، از حريز، از مسمع- يعنى ابوسيّار- روايت كرده است كه: امام جعفر صادق عليه السلام به سوى او نوشت در نامهاى كه: «بنگر كه البتّه به سخنى كه ستم و گردنكشى باشد، هرگز تكلّم نكنى، و هر چند كه نفس تو و خويشانت، تو را به شگفت آورند».
٢٦٤٠/ ٤. على، از پدرش، از ابن محبوب، از ابن رئاب و يعقوب سرّاج، هر دو از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه: اى گروه مردمان! به درستى كه بغى، اصحاب خود را مىكِشد به سوى آتش دوزخ. و به درستى كه اوّل كسى كه بر خداى عز و جل بغى نمود، عناق، دختر آدم عليه السلام، بود. و به اين سبب، نخستين كسى كه خدا او را كشت، عناق بود. و نشستگاهش يك جَريب در يك جَريب بود[٢]، و او را بيست انگشت
[١]. و بغى، ستم و از حد درگذشتن و گردنكشى است بر مردمان.( مترجم)
[٢]. و جريب- به فتح جيم-، مقدارى است از زمين كه معلوم و معروف است، و آن به حساب مساحت، چهار هزار وهشتصد ذراع است به ذراع دست، كه عبارت است از ششصد نى، و از قرار نود نى، يك قفيز، شش قفيز و دو ثلث قفيز مىشود. و چون در مثل خود ضرب شود، چهل و پنج قفيز و ثلث قفيز، حاصل آن مىشود. و بعضى گفتهاند كه: مقدار جريب از زمين، ده ذراع است، و اين در اينجا ظاهرتر است؛ بلكه، قول اول، علىالظاهر درست نمىباشد.( مترجم)