تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٤٥
و شبهه، بر چهار شعبه است: خوش آمدن به آرايش دنيا و آراستن نفس، و چيزى را جلوه دادن در نظر اين كس، و تأويل و بيان كجى، و آميختن حق به باطل. و اين، به سبب آن است كه زينت و آرايش دنيا، از حجّت و گواه مىكيباند[١]، و آراستن نفس اين كس را به زور بر سر شهوت و خواهش نفس مىبرد و در آن داخل مىكند، و كجى، صاحب خود را ميل مىدهد، ميلى بزرگ، و آميزش و آشفتگى، تاريكى چند است كه بعضى از آنها در بالاى بعضى است[٢] پس آنچه مذكور شد، كفر و ستونها و شعبههاى آن است».
باب در بيان صفت نفاق و منافق
١٦٨. باب در بيان صفت نفاق و منافق[٣]
٢٨٦٧/ ١. و كلينى رضى الله عنه فرموده است كه: آن حضرت فرمود: «و نفاق، بر چهار ستون بنا شده: بر هوا، و هُوَينا؛ يعنى خواهش نفس و آنچه آسان ترك باشد[٤]، و حفيظه؛ يعنى خشم گرفتن و ننگ و عار داشتن، و طمع.
پس هوا، بر چهار شعبه است: بر بغى و عدوان و شهوت و طغيان. پس هر كه بغى و ستم كند، سختىها و بدىهاى او بسيار شود، و (دنيا) از لوث وجودش خالى گردد، و ستمديده بر او يارى داده شود. و هر كه تعدّى كند و از حدّ درگذرد، از بدىهاى او ايمن نتوان بود، (يا از بدىهاى خويش ايمن نباشد و حوادث زمانه به او رسد) و دلش سالم نباشد، و مالك نفس خود نشود از خواهشهاى آن. و هر كه نفس خود را در شهوتها ميل ندهد[٥]، در پليدىها فرو رود. و هر كه طغيان كند از روى عمد، گمراه شود، بىآنكه حجّتى داشته باشد.
[١]. كيباندن، حالت متعدى فعل كيبيدن به معناى برگرداندن و از راه به در بردن و منحرف كردن است. ر. ك: فرهنگعميد و دهخدا.
[٢]. اشاره به آيه قرآن است و معناى آن تاريكى بسيار زياد و روى هم است.
[٣]. و نفاق- به كسر نون-، كردار منافق است، و آن دورويى كردن است؛ چه منافق، در دين، كفر را پنهان مىكند، و در آشكار، اظهار ايمان مىنمايد. و زمخشرى گفته است كه: امّا ناميدن آنكه چيزى را مرتكب شود كه به واسطه آن به فسق منسوب شود و فاسق باشد، به منافق، به جهت تغليظ و سختگيرى است. و از جمله آن است قول پيغمبر كه فرموده: سه چيز است كه هر كه آنها در او باشد، منافق است، و اگرچه روزه گيرد و نماز را به جا آورد، و گمان كند كه او مسلمان است: كسى كه چون خبر دهد، دروغ گويد، و چون وعده دهد، خلف كند، و چون امين داشته شود كه او را امين گردانى، خيانت كند.( مترجم)
[٤]. هُوَيْنا- به ضمّ هاء-، تصغير« هوُنى» است كه مؤنّث« أَهْوَن» به معنى آسانتر است.
[٥]. در متن عربى« يعذل» به معناى سرزنش است ولى گويى نسخه مترجم« يعدل» بوده كه يكى از معانى آن ميل وانحراف است.