تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١١٩
«إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا»[١]؛ يعنى: ليكن كسانى كه به حسب واقع ناتوان و عاجزند، از مردان و زنان و كودكان كه توانايى ندارند چارهاى را به سوى مهاجرت، و نمىشناسند راه مدينه را، و طريق بيرون آمدن را نمىدانند». و حضرت فرمود كه: «توانايى ندارند چارهاى را به سوى كفر، و نمىشناسند راهى را به سوى ايمان. «فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ»[٢]؛ يعنى: پس آن گروه بيچارگان، شايد آنكه خدا عفو كند از ايشان». و فرمود كه: «بنويس و اصحاب اعراف». راوى مىگويد كه: عرض كردم كه: اصحاب اعراف چيستند و چه صفت دارند؟ فرمود كه: «ايشان، گروهى هستند كه ثوابها و گناهان ايشان برابر است؛ پس اگر خدا ايشان را داخل جهنّم گرداند، به سبب گناهان ايشان است، و اگر ايشان را داخل بهشت گرداند، به واسطه رحمت او است».
٢٨٤٢/ ٢. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى بن عبيد، از يونس، از حمّاد، از حمزة بن طيّار روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «مردم شش گروهند كه همه ايشان به سه گروه باز مىگردند، و آن، ايمان و كفر و گمراهى است. و ايشان، اهل وعد و وعيدند كه خدا بهشت و دوزخ را به ايشان وعده داده است. و آن شش گروه، مؤمنانند و كافران و ناتوانان، و جماعتى كه باز داشته شدگان و به تأخير افتادگانند، كه حكم ايشان موقوف است براى نزول فرمان خدا درباره ايشان، يا عذاب مىكند ايشان را يا توبه ايشان را قبول مىفرمايد. و گروهى كه معترفاند به گناهان خويش و به آنها اقرار دارند، و كردار نيك و كردار ديگر را كه بد است به هم آميختند، و اهل اعراف».
٢٨٤٣/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از هشام بن سالم، از زراره روايت كرده است كه گفت: من و حمران يا من و بكير، بر امام محمد باقر عليه السلام داخل شدم. زراره مىگويد كه: به آن حضرت عرض كردم: جز اين نيست كه ما مطمار مىكشيم. فرمود كه:
«مطمار چيست؟» عرض كردم كه: تُرّ[٣]، پس هر كه با ما موافقت مىكند از سيّد علوى يا غير او، او را دوست مىداريم. و هر كه با ما مخالفت مىورزد از سيّد علوى و غير او، از او
[١]. نساء، ٩٨.
[٢]. نساء، ٩٩.
[٣]. و« تُرّ»- به ضمّ تاء و تشديد راء-، رشته بنّايانى است كه براى طرح عمارت و اندازهى آن دارند، و همچنين مطمار- به كسر ميم اوّل و فتح دويم، با زيادتى الف بعد از آن و بدون آن-. حاصل آنكه، ما ريسمان اندازه را مىآويزيم و نهايت دقّت مىكنيم، چنان كه بنّايان در حال بنّايى و اراده استقامت بنايى كه در نظر دارند، مىكنند.( مترجم)