تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١١٧
هر كه شك كند در آنچه ما در آنيم، با ايشان ابتدا به جدال و گفتگو منماييد. و هر كه از برادران شما به سؤال كردن [و درخواست] از شما محتاج شود، به حقيقت كه با او خيانت كردهايد.
بعد از آن، اين آيه را مىخواند كه: «إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً»[١]؛ يعنى: «به درستى كه ما آماده كردهايم از براى ستمكاران؛ يعنى ناگرويدگان- چنان كه در آيات باب ولايت گذشت-، آتشى را كه احاطه نموده است به ايشان سراپرده آن، و گرداگرد ايشان را فرو گرفته، و اگر از تشنگى فريادخواهى كنند، فريادرسيده شوند به آبى كه مانند روى يا مسِ گداخته است، (يا چرك و ريم[٢] دوزخيان كه در جوش باشد)، و چون پيش ايشان برند، بريان كند روىهاى ايشان را از شدّت حرارت. بد آشاميدنى است (آن آبى كه چون مهل است)، و بد تكيهگاهى است آتش دوزخ».[٣]
باب در بيان اقسام مردمان
١٦٤. باب در بيان اقسام مردمان
٢٨٤١/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از على بن اسباط، از سليم، مولاى طربال، كه گفت: حديث كرد مرا هشام، از حمزة بن طيّار كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه: «مردمان بر شش قسماند». حمزه مىگويد كه: عرض كردم كه: آيا مرا دستورى مىدهى كه آن اقسام را بنويسم؟ فرمود: «آرى». عرض كردم كه: چه بنويسم؟ فرمود: «بنويس كه اهل وعيد، از اهل بهشت و اهل دوزخاند، و بنويس كه:
«وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً»[٤]»- كه ترجمه آن مذكور خواهد شد-. حمزه مىگويد كه: عرض كردم كه: اين گروه كيستند؟ فرمود كه: «وحشى (يعنى كشنده حمزه سيّدالشّهدا)، از جمله ايشان است». و فرمود كه: «بنويس «وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ»[٥]»- كه ترجمه آن مىآيد-[٦]. و فرمود كه: «بنويس
[١]. كهف، ٢٩.
[٢]. ريم، كثافت و چرك زخم است.
[٣]. و ذكر تكيهگاه، به جهت مقارنه آن با قصّه اهل بهشت و تكيهگاه ايشان است، و اگر نه آتش، تكيهگاه نيست.( مترجم)
[٤]. توبه، ١٠٢.
[٥]. توبه، ١٠٦.
[٦]. در بابى كه به همين منظور و با نام« بيان طائفه مرجون لامر اللَّه» در باب ١٧٢ مىآيد.