تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٠٧
رسيدند. پس هر دو باهم غرق شدند. و چون آن خبر به موسى عليه السلام رسيد، فرمود كه: آن پسر در رحمت خداى عز و جل است، وليكن عذاب و عقوبت چون فرود آيد، چيزى كه آن را دفع كند از كسى كه با گنهكار نزديكى نموده، نباشد، و لامحاله به او نيز برسد».
٢٨٢٧/ ٣. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از عبد الرحمان بن ابى نجران، از عمر بن يزيد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «با اهل بدعتها مصاحبت منماييد، و با ايشان همنشينى مكنيد، كه در نزد خدا يا مردمان، چون يكى از ايشان مىشويد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: مرد، بر دين دوست و قرين خويش است».
٢٨٢٨/ ٤. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از احمد بن محمد بن ابى نصر، از داود بن سرحان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
چون اهل بدعتها و شك را بعد از من مىبينيد، بيزارى را از ايشان اظهار كنيد، و ايشان را بسيار دشنام دهيد، و در مادّه ايشان سخن بسيار بگوييد، و ايشان را غيبت كنيد، و بر ايشان تهمت و بهتان ببنديد[١]، تا آنكه در فساد و تباهى در دين اسلام اميد به هم نرسانند، و مردمان از ايشان بترسند و از بدعتهاى ايشان چيزى نياموزند، تا خداى عز و جل به همين، همه خوبىها را از براى شما بنويسد، و به اين، در آخرت درجاتى را از براى شما بلند گرداند».
٢٨٢٩/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عثمان بن عيسى، از محمد بن يوسف، از ميسر از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «سزاوار نيست مسلمان را [كه] با فاجرِ نابكار و احمق و دروغگو برادرى كند».
٢٨٣٠/ ٦. از او، از عمرو بن عثمان، از محمد بن سالم كندى، از آنكه او را حديث كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- چون بر منبر بالا مىرفت، مىفرمود كه: سزاوار است مسلمان را كه از برادرى كردن با سه كس دورى كند:
يكى بدكارِ بىباكِ بىپروا، و ديگرى احمق، و سيم دروغگو. امّا بدكارِ بىباك؛ پس پيوسته كارهاى بد خويش را از براى تو زينت مىدهد، و دوست مىدارد كه مانند او باشى، و تو را يارى نمىكند بر امر دين تو و بر معاد تو (يعنى كارى كه در قيامت به كارت آيد) و پيوستگى با او موجب جفا و قساوت است، و آمد و شد او نزد تو (كه بر تو داخل شود و از نزد تو بيرون
[١]. شايد به معناى مبهوت كردن با دليل و برهان باشد مانند« فبهت الذى كفر».