قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٩٨
از كفر و شرك است كه تنها با پذيرفتن اسلام حاصل مىشود. بنابراين، كفر و شرك مشركان علت وجوب جنگ با آنان است.
كسانى كه علت جنگ را حرابت مىدانند، در پاسخ گفتهاند: اوّلًا، ممكن است ظاهر اين آيه بر مدعاى اصالت جنگ دلالت داشته باشد، امّا با توجه به آيات پيش و پس از آن معلوم مىشود كه كفر به تنهايى علت جنگ با مشركان نيست، زيرا اگر چنين مىبود، امان دادن به مشركان يا پيمان بستن با آنان جايز نبود، در حالى كه بر اساس دلالت آيههاى ٦، ٧ و ٨ سوره توبه- كه پس از آيه سيف نازل شدهاند- اين امور مشروع است. ثانياً، آيه سيف مطلق است و راه جمع آن با آيات مقيّد، آن است كه آن را با آيات مقيّد جهاد، مقيّد و محدود كنيم. آيات مقيّد، مفسّر آيات مطلقاند. بنابراين، حكم وجوب جهاد، همان است كه آيات مقيّد در بردارنده آن است و شمول و گستردگى حكم وجوب جهاد ابتدايى به اندازهاى است كه در آيات مقيّد آمده است. پس، از آيات مطلق نمىتوان استفاده كرد كه كفر و شرك علت وجوب جهاد است. «١» با اين توضيح روشن مىشود كه نمىتوان آيات مطلق را ناسخ آيات مقيّد دانست، زيرا ميان اين دو دسته از آيات، شرايط نسخ- از جمله تنافى مدلول آنها با يكديگر- موجود نيست، نسخ در جايى است كه امكان جمع نباشد. «٢» آيه دوم: وَ قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّهُ ... (توبه: ٢٩)
بر اساس دلالت اين آيه- كه به آيه جزيه مشهور است- جنگ با تمامى اهل كتاب واجب است، تا يا اسلام بياورند يا جزيه بپردازند. البته، در آيه تنها سخن از پرداخت جزيه به ميان آمده است، ولى همگان متفقاند كه اگر اهل كتاب اسلام بياورند، جنگ پايان مىيابد. در اين آيه قيدى نيست بر اينكه اهل كتاب ستمگر باشند يا نباشند، متجاوز باشند يا نباشند، مانع دعوت بشوند يا نشوند. همچنين اين آيه- مانند آيه سيف كه ناسخ آيات پيش از خود در باره جهاد با مشركان است- ناسخ آياتى است كه مقيّد به حرابت يا ممانعت از دعوت يا ستم بر مستضعفان است.
فقيهانى كه حرابت را علت جنگ مىدانند، در پاسخ به استدلال به آيه جزيه گفتهاند: اوّلًا، باب مفاعله (قاتلوا) كه در آيه به كار رفته است، نشان مىدهد كه اهل كتاب ابتدا به جنگ با