قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٢٥
ابتدايى گفته شد، يعنى فراخوانى امام، حضور در صحنه نبرد و واجب كردن بهوسيله نذر و مانند آن. دفاع در يك مورد ديگر نيز واجب عينى مىشود و آن اينكه هجوم دشمن به گونهاى باشد كه دفع آن جز با حضور همگان ميسر نباشد.
جنگ با بغات واژه بغى به گفته راغب، طلب و اراده تجاوز از حالت ميانهروى در چيزى است كه ميانهروى مناسب و شايسته است؛ خواه از آن بگذرد يا نگذرد. وى بغى را دو گونه مىداند؛ پسنديده- كه گذشتن از عدل به احسان و از واجبات به نوافل است-، و ناپسند- كه تجاوز از حق به باطل و شبهه است-، و بر آن است كه بيشتر در گونه مذموم و ناپسند به كار رفته است. «١» شايد از همين روست كه اين واژه به ستم، و تجاوز به غير حق (به ناحق) معنا شده است. «٢» به گفته برخى، معناى اصلى اين واژه «حسد» است و ستم را از آن رو بغى ناميدهاند كه حسود، ستمگر است، «٣» و به گفته برخى ديگر، اين واژه به معناى «طلب» است، امّا در عرف، در طلب ناروا و غير جايز يعنى طلب ستم مشهور شده است؛ هرچند از نظر لغوى هيچ منعى براى به كار بردن اين واژه در طلب روا و به حق وجود ندارد. «٤» فقيهان تعاريف گوناگونى از واژگان بغى و بغات به دست دادهاند. فقيهان شيعى گاه بغى و بيشتر بغات، و فقيهان اهل سنت هم بغى و هم بغات را تعريف كردهاند. بيشتر فقيهان شيعى، هركس را كه بر امام عادل خروج كند، باغى دانستهاند. «٥» برخى، شكستن بيعت و مخالفت با احكام امام عادل «٦» و يا جنگيدن با او «٧» را نيز بر اين تعريف افزودهاند. برخى اساساً باغى را كسى دانستهاند كه با امام عادل بجنگد. «٨» برخى گفتهاند كه هركس كه بر امام معصوم (ع)