قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٨٨
بخشد؛ چنان كه نابودى فتنه خوارج را از امتيازهاى برجسته دوران حكومت خويش معرفى مىفرمايد:
امّا بَعْدُ، أَيُّهَا النَّاسُ، فَأَنَا فَقَأْتُ عَيْنَ الْفِتْنَةِ وَ لَمْ يَكُنْ لِيَجتَرِىءَ عَلَيْها أَحدٌ غَيْرى بَعْدَ أن مَّاجَ غَيْهَبُها وَاشْتَدَّ كَلَبُها «١» امّا بعد، اى مردم! من چشم فتنه و فسادِ [خوارج] را كور كردم و غير از من كسى بر [دفع] آن فتنه و فساد جرأت نداشت؛ پس از آنكه تاريكى آن، موج زده و سختى آن، رو به افزايش نهاده بود.
بنابراين، برپايى جنگ با منحرفان محارب كه درصدد اشاعه انحراف و در نتيجه از هم گسيختگى عقيدتى جامعه اسلامىاند، مشروع است.
٣- ٣- ٢. برپايى امنيّت و آرامش: هدف سوم جنگ با دشمنان داخلى كه مىتوان آن را هدف غايى و نتيجه دو هدف پيش دانست، برپايى امنيّت و آرامش در جامعه اسلامى است. وقتى فساد و طغيان از جامعه اسلامى رخت بربندد و انحرافهاى اخلاقى و عقيدتى ريشهكن شود، امنيّت و آرامش پاى مىگيرد و سلامت مادى و معنوى به جامعه اسلامى بازمىگردد. همين، زمينه را براى شكوفايى استعدادها، سازندگى جامعه اسلامى و پيشرفت مسلمانان و از همه مهمتر، استقرار عدالت، اقامه احكام و قوانين حياتبخش اسلام و احياى آثار و نشانههاى اسلامى فراهم مىكند. شايسته است در پايان اين بحث، اين هدف متعالى و مشروع را در سخنان امام على (ع) پى بجوييم:
أَللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِى كانَ مِنَّا مُنافَسَةً فِى سُلْطانٍ وَ لَا الِتماسَ شَىْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَ لكِن لِّنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الإِصْلاحَ في بِلادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومونَ مِنْ عِبادِكَ وَ تُقامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِك «٢» بار خدايا! تو آگاهى آنچه ما كردهايم (جنگها و زد و خوردها)، نه براى ميل و رغبت به سلطنت و خلافت بوده و نه براى بهدست آوردن چيزى از متاع دنيا، بلكه براى اين بوده است كه آثار دين تو را بازگردانيم و در شهرهايت اصلاح و آسايش برقرار كنيم تا بندگان ستم كشيدهات در امن و آسودگى باشند و احكامت كه ضايع مانده، جارى گردد.