قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٥٦
تجاوز است. صلح و سازشى كه كرامت انسانى مسلمانان را به ننگ خوارى و حقارت آلوده سازد و ظلم و تجاوز را بر كرسى مشروعيّت بنشاند، به هيچ وجه مورد تأييد اسلام نيست. «١» از اين رو، قرآن كريم درخواست صلح را در شرايطى كه جنگ تنها چاره است، به عنوان سازشى ذلّتبار نكوهش و نهى مىكند:
فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ (محمد: ٣٥)
پس هرگز سست نشويد و [دشمنان را] به صلح دعوت نكنيد درحالى كه شما برتريد و خداوند با شماست و چيزى از (ثواب) اعمالتان را كم نمىكند.
در كتاب كنزالدقايق در تفسير عبارت «و تدعُوا إلى السَّلْم» آمده است: «وَ لا تَدعُوا إِلَى الصُلْحِ خَوْراً وَ تَذَلُّلًا»، «٢» يعنى از روى خوارى و ذلت، دشمنان را به صلح نخوانيد.
تاكنون روشن گشت كه عزّت اسلام و امّت اسلامى از ملاكهاى اساسى مشروعيّت صلح است كه نمىتوان آن را ناديده گرفت. امام على (ع) ترجيح صلح بر جنگ را در صورتى مىپذيرد كه سستى و خللى به اسلام رخنه نكند:
مسالمت و صلح را آن گاه كه موجب سستى در اسلام نگردد، از جنگ سودمندتر يافتم. «٣» البته به اين نكته بايد توجه داشت كه در همه مواردى كه بنا بر مصالحى، چارهاى جز پذيرفتن صلح نيست، يا صلح، بيشتر هدف را برآورده مىسازد، عزّت اسلامى خدشهدار نمىگردد. آنچه مهمّ است، هدف از پذيرش صلح است. اگر هدف، حفظ اسلام، تداوم وحدت مسلمانان، هويدا ساختن چهره حقيقى متجاوز و مانند آن باشد، صلح براى اسلام و مسلمانان عزّتآفرين است. براى تبيين بيشتر به جا است به صلح مهمّ و تاريخساز حديبيّه توجه كنيم. انعقاد پيمان صلح با مشركان و پذيرفتن شروط آنان از سوى پيامبر (ص)، برخى مسلمانان را بر اين پندار واداشت كه با اين پيمان عزّت مسلمانان خدشهدار گرديد، «٤» امّا قرآن