قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٩٧
آنان، جهاد با مشركان و اهل كتاب اصل و قاعده است و صلح حالتى استثنايى دارد. مهمترين دليلى كه با استناد بدان مىتوان اين نظريه را به اين فقيهان نسبت داد- هر چند بحث اصالت جنگ و صلح در كتابهاى فقهى به صراحت مطرح نشده است- آن است كه اينان جنگ ابتدايى با مشركان و اهل كتاب را در صورتى كه شرايط آن تحقّق يابد، واجب مىدانند تا بدين وسيله، مشركان اسلام بياورند و اهل كتاب نيز يا اسلام بياورند يا جزيه بپردازند؛ هر چند آنان با مسلمانان خصومت نورزند، مانع دعوت و تبليغ اسلامى نگردند و به زيردستان و مستضعفان ظلم و ستم روا ندارد.
دليل ديگر اين است كه اين گروه، صلح دائم را با مشركان نمىپذيرند و تنها ترك مخاصمه موقت يعنى هدنه را جايز مىشمارند. ادلّه ذيل را مىتوان مهمترين ادلّه اصالت جنگ دانست:
يك- آيات مطلق جهاد: فقيهانى كه كفر را علت جنگ ابتدايى مىدانند، با استناد به آيات مطلق جهاد معتقدند كه جنگ با مشركان تا اسلام آوردن يا كشته شدنشان و جنگ با اهل كتاب، تا اسلام آوردن يا پرداخت جزيه و يا كشته شدنشان ادامه دارد. برخى از اينان، آيات مطلق جهاد را ناسخ آيات مقيّد و نيز ناسخ برخى از آيات صلح مىدانند. «١» در اينجا شايسته است به دو آيه مطلق- يكى در باره مشركان و ديگرى در باره اهل كتاب- و چگونگى استدلال بدانها براى اثبات نظريه اصالت جنگ و پاسخ معتقدان نظريه اصالت صلح اشاره كنيم.
آيه نخست: فَإِذا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ... (توبه: ٥)
استدلال: بر اساس اين آيه- كه به آيه سيف «٢» مشهور است- بايد با مشركان جنگيد تا توبه كنند، نماز برپا دارند و زكات بپردازند. اين آيه، مطلق است و قيدى مبنى بر متجاوز بودن مشركان ندارد تا علت جنگ را حرابت بدانيم. غايت حكم وجوب جنگ با مشركان، توبه آنان