قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٥٩
خود بذر محبت بيفشانند «١» و يكديگر را به دوستى دعوت كنند و اگر ميان دو گروه درگيرى و حتّى نبرد مسلحانه رخ داد، آنان را صلح و سازش دهند. «٢» همچنين، امّت اسلامى را با توصيه به اطاعت از رهبر عادل و رعايت قوانين و احكام اسلام، به يارى حكومت عدل فرامىخواند. در واپسين مرحله، فراتر از دنياى اسلام، پيروان اديان الهى را به بازگشت به كلمه مشترك ميان آنها و مسلمانان كه همانا توحيد و پرهيز از شرك و بتپرستى است، فرامىخواند:
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران: ٦٤)
[اى پيامبر] بگو: اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است؛ كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم؛ و بعضى از ما، بعض ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد هرگاه [از اين دعوت] سرباز زنند، بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم.
اسلام با اين دعوت همگانى كه فطرت همه انسانها- در صورتى كه غبار جهل و خرافه آن را نپوشيده باشد- بدان پاسخ مثبت مىدهد، زمينه تحقّق صلح حقيقى را فراهم مىكند و بر اين باور است كه پذيرش آگاهانه و داوطلبانه اسلام و استقرار حكومت جهانى اسلام بهعنوان وعده تخلّفناپذير الهى، «٣» راه استقرار صلح حقيقى و هميشگى است؛ «٤» مقصدى كه كاروان عظيم بشرى به سمت آن در حركت است و روزى به آن خواهد رسيد.