قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٨١
در اين جنگها معمولًا از افراد يا گروههاى كوچك براى نبرد با دشمن استفاده مىشود. برخى از فقيهان اينگونه درگيريها و نبردها را نيز جهاد و جزئى از يك نبرد فراگير و گروهى مىدانند. «١» نكته دوم: برخى از فقيهان تصريح كردهاند كه عدم وجوب ثبات و جواز فرار از مقابل كافرانِ بيش از دو برابر درصورتى است كه مسلمانان و كافران به لحاظ اوصاف، به هم نزديك باشند. از همين رو، براى مثال، فرار يكصد مجاهد شجاع از برابر دويست و يك كافر ضعيف و سست را جايز ندانستهاند. «٢» از اين سخن استفاده مىشود كه ملاك وجوب پايدارى و حرمت فرار، دو برابر يا كمتر بودن توان و قدرت دشمن به لحاظ تعداد نفرات و غير آن يعنى سلاح و تجهيزات و آموزش و مانند آن است نه صرف تعداد نفرات. در گذشته چون توان نظامى، بيشتر، از تعداد نفرات متأثر بوده و با آن سنجيده مىشده است، آيه و روايت ياد شده به آن از باب مصداق اشاره كرده است، اما امروزه مؤلفههاى ديگرى در افزايش توان رزم دخالت دارند كه نمىتوان آنها را ناديده گرفت. بنابراين، جداى از صبر و بصيرت كه در آيه بدانها اشاره و رمز پيروزى مسلمانان بر كافران قلمداد شده، اگر توان كافران نسبت به توان مسلمانان به لحاظ تعداد نفرات يا غير آن، دو برابر يا كمتر باشد، مسلمانان بايد در برابر آنان مقاومت كنند و فرار بر آنها حرام است.
قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام ١٩١ ٢. كاربرد سلاح در جنگ با بغات ص : ١٩١ نكته سوم: به نظر مىرسد كه جواز فرار از مقابل كافرانِ بيش از دو برابر، حكمى اوَلى است. از اين رو، اگر در جايى كه تعداد و به تعبير درستتر توان كافران بيش از دو برابر مسلمانان است، عنوان ثانوى عارض شود- براى مثال، پايدارى نكردن موجب قتل عام يك شهر يا از دست دادن منطقه مهمى گردد- پايدارى واجب مىشود. عناوين ثانوى، بيشتر، در دفاع ظهور مىيابد.
حالت دوم- كنارهگيرى موقت و تغيير موضع: پس از آنكه خداى متعال در آيه ١٥ سوره انفال مؤمنان را از فرار نهى مىكند، در آيه بعد دو دسته را استثنا مىكند. دسته نخست «مُتَحَرِّفَاً