قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٠٧
در دين، هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه به خوبى آشكار شده است ... «١» اگر پروردگارت مىخواست، بىگمان هر كه در زمين است، همه يكسر ايمان مىآوردند. پس، آيا تو مردم را ناگزير مىكنى كه ايمان آورند؟! «٢» اين دسته از آيات (آيات اشاره شده در نكته سوم و چهارم) در بحث اصالت جنگ يا صلح نقشى اساسى دارد. راه حل جمع ميان آيات مطلق جهاد و اين دسته از آيات چند چيز مىتواند باشد:
يك- آيات مطلق جهاد ناسخ اين آيات است. از اين رو، اكراه غير مسلمانان به پذيرش اسلام پس از نزول آيات مطلق جهاد جايز است. «٣» اشكال اين نظريه آن است كه اگر بر فرض، اكراه غير مسلمانان به پذيرش اسلام امرى ممكن باشد، رابطه آيات مطلق جهاد با اين آيات رابطه ناسخ و منسوخ نيست. نسخ شرايطى مىطلبد كه در اينجا محقّق نيست. «٤» دو- هر چند اكراه عقيده بهعنوان گرايش درونى ناممكن است، ولى اظهار و پذيرش ظاهرى اسلام به اكراه و اجبار ممكن است. از اين رو، مفهوم آياتى كه تحميل عقيده را ناممكن مىشمارند، ناممكن بودن تحميل ايمان قلبى است نه اظهار ظاهرى اسلام. براى جمع ميان آيات مطلق جهاد و اين آيات، بايد آيات جهاد را بر تحميل ظاهرى اسلام حمل كرد و بدينگونه، ميان علّيّت كفر و شرك و اكراهناپذير بودن ايمان سازگارى ايجاد كرد.
اين نظر را مىتوان به علّامه طباطبائى نسبت داد، زيرا ايشان در ذيل آيه لا اكراه فى الدين بر ناممكن بودن تحميل عقيده تأكيد مىكند «٥» و در ذيل آيات جهاد، در پاسخ به يك اشكال، اكراه و اجبار عقيده را مجاز مىشمارد. اشكالى كه به وسيله خاورشناسان مطرح شده، اين