قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٩٣
همچنين در مواردى كه قرارداد امان لغو مىگردد يا مدت آن پايان مىپذيرد و نيز در مواردى كه كفار به گمان پذيرش امان از سوى مسلمانان وارد سرزمين اسلامى شوند و معلوم گردد كه اشتباه كردهاند، در همه اين موارد به كفار تعرض نمىشود و به مأمن خويش بازگردانده مىشوند. سرانجام، اگر كفار به قصد شنيدن كلام الهى و شناخت اسلام يا نمايندگى [از جانب كفار] وارد سرزمين اسلامى شوند، در امان هستند. «١» ٢. قرارداد مهادنه ١- ٢. ماهيت قرارداد مهادنه راه ديگر پايان موقت جنگ ميان مسلمانان و كافران حربى، قرارداد هدنه يا مهادنه است.
مهادنه در لغت به معناى سكون و در فقه بنا به تعريف محقق حلّى قراردادى است براى كنار گذاشتن جنگ در مدتى معين. «٢» به تصريح برخى فقيهان، قرارداد مهادنه هم مىتواند معوض باشد و هم غيرمعوض، يعنى هم مىتوان در ازاى پرداخت مال يا انجام فعلى از سوى كفار با آنان قرارداد مهادنه منعقد كرد و هم مىتوان بدون چنين ما بإزايى به اين كار مبادرت ورزيد.
اگر ضرورت «٣» يا مصلحت «٤»- بنا به اختلاف تعبيرى كه در ميان فقيهان وجود دارد- اقتضا كرد، پرداخت مال از سوى مسلمانان به كفار نيز جايز است.
٢- ٢. حكم قرار داد مهادنه به اتفاق همه فقيهان، هدنه- با حصول شرايطى كه در ادامه خواهد آمد- جايز است. مراد از جواز، معناى اعم آن است كه وجوب را هم شامل مىشود. «٥» دليل قرآنى جواز مهادنه، آياتى چند است ازجمله: إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ