قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٦٩
از سوى ديگر، انسان موجودى است مختار و داراى قدرت انتخاب. سنت الهى بر اين است كه انسانها از روى اختيار راه سعادت يا راه شقاوت را در پيش گيرند. در اين ميان، پيامبران، تنها، وظيفه دارند آنان را به پذيرش اديان آسمانى فرا بخوانند و هيچگاه در پى آن نبودهاند كه مردم را از روى اجبار به پذيرش اديان الهى وادار كنند، زيرا ايمانى ارزشمند و ستودنى است كه با آزادى و اختيار پذيرفته شده باشد. بنابراين، اگر تحميل عقيده و ايمان هم ممكن باشد، چنين ايمانى بىارزش است، زيرا تكليف در دنيا و ثواب و عقاب در آخرت آن گاه حكيمانه است كه انسان از قدرت پذيرفتن و نپذيرفتن ايمان و اعتقاد برخوردار باشد. تنها به قيمت از دست دادن قوه اختيار و قدرت انتخاب و خلق شدن بر سيرت فرشتگان، ايمان غير اختيارى آدميان ميسر مىشد، امّا اين اراده الهى نبوده و نيست:
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَأمَنَ مَنْ فِى الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنينَ (يونس: ٩٩)
و اگر پروردگارت مىخواست، تمام كسانى كه روى زميناند، همگى [به اجبار] ايمان مىآوردند.
آيا مىخواهى مردم را مجبور سازى كه ايمان آورند؟! در روايتى آمده كه روزى مأمون از امام رضا (ع) در باره تفسير آيه ياد شده پرسيد.
حضرت رضا (ع) در پاسخ از قول حضرت على (ع) فرمود: «مسلمانان به پيامبر (ص) گفتند:
اى رسول خدا، اگر مردمانى را كه بر آنان مسلط شدى به پذيرش اسلام مجبور كنى، شمارمان فزونى خواهد گرفت و از پس دشمنمان برخواهيم آمد. رسول خدا (ص) فرمود: هرگز خدا را با انجام كارى كه به من اذن نداده ملاقات نخواهم كرد و براى خود تكليف نمىتراشم. پس خداى تبارك و تعالى فرمود: اى محمد، اگر پروردگارت مىخواست بىگمان هر كه در زمين است- با اجبار و از سر ناچارى- همه يكسر ايمان مىآوردند؛ چنان كه در آخرت هنگام ديدن شدت و سختى ايمان مىآورند. اگر با آدميان چنين مىكردم، سزاوار پاداش و ستايش من نبودند، امّا اراده كردهام كه مردمان با اختيار و بدون اضطرار ايمان آورند تا به قرب و كرامت من نائل گردند و براى هميشه در بهشت جاودان جاى گيرند. آيا تو مردم را ناگزير مىكنى كه ايمان آورند؟» «١» از اين روايت به صراحت فهميده مىشود كه تحميل عقيده از نظر اسلام مردود است.