قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٤٤
پيامبر را آزار مىدادند و زِهدان گوسفند بر سر يا بر غذاى آن حضرت مىافكندند. «١» عقبه همسايه پيامبر (ص) بود و آن حضرت را در خانه خود نيز آزار مىرساند و نضر كسانى را كه در مكّه مسلمان مىشدند، شكنجه مىكرد. «٢» اين موارد نمونهاى از فعاليّتهاى اين دو بر ضد اسلام بود. آنها با اينكه به حقّانيت اسلام پى برده بودند، از روى عناد و سركشى نه تنها از پذيرش اسلام امتناع مىكردند، بلكه تلاش همه جانبهاى براى جلوگيرى از گسترش و نفوذ اسلام داشتند، بنابراين، چاره كار اين دو جز شمشير نبود.
در باره اسراى بنىقريظه نيز كه ششصد يا هفتصد مرد بودند و همه ايشان (جز يكى دو نفر) به قتل رسيدند، «٣» بايد گفت: علّت آن رضايت خودشان به قضاوت سعد بن معاذ بود كه او هم نه به دلخواه، بلكه بر مبناى كتاب مقدّس يهود يعنى تورات حكم كرد، چرا كه با يهود همپيمان بود و از آيين ايشان اطلاع داشت. متن تورات در اين زمينه به اين شرح است: «چون به شهرى نزديك آيى تا با آن جنگ نمايى آن را براى صلح ندا بكن. و اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازهها را براى تو بگشايد آنگاه تمامى قومى كه در آن يافت شوند به تو جزيه دهند و تو را خدمت نمايند. «٤» و اگر با تو صلح نكرده با تو جنگ نمايند پس آن را محاصره كن. و چون يَهْوَه خدايت آن را به دست تو بسپارد جميع ذكورانش را به دم شمشير بكش. ليكن زنان و بهايم و آنچه در شهر باشد يعنى تمامى غنيمتش را براى خود به تاراج ببر و غنايم دشمنان خود را كه يَهْوَه خدايت به تو دهد بخور. به همه شهرهايى كه از تو بسيار دورند كه از شهرهاى اين امّتها نباشند چنين رفتار نما. امّا از شهرهاى اين امّتهايى كه يَهْوَه خدايت ترا به