قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٩٢
به اطاعت از امام است، درحالى كه آتش آنها را هلاك مىكند و افزون بر مقاتل به غيرمقاتل نيز آسيب مىرساند و كشتن غير مقاتل هم جايز نيست، اما اگر اهل عدل ناگزير به استفاده از اين سلاحها شدند، يعنى بغات آنان را از هر سو محاصره كردند و خطر ريشهكن شدنشان در ميان بود و جز با پرتاب آتش رهايى ميسر نبود، جايز است. همچنين اگر اهل بغى با آتش يا منجنيق به سوى مسلمانان تيراندازى كردند، اهل عدل نيز مىتوانند با اين سلاحها آنان را هدف قرار دهند». «١» باتوجه به حكم كاربرد سلاحهاى كشتار جمعى در جنگ با كافران، معلوم مىشود كه به طريق اولى كاربرد اين سلاحها در شهرهايى كه غيرنظاميان بغات در آنها ساكناند جايز نيست. همچنين بنا بر قول شيخ طوسى و علامه حلى در حكم كاربرد سلاح عليه بغات، معلوم مىشود كه به حكم اوَلى نمىتوان از سلاحهاى كشتار جمعى در جبههها براى كشتن بغات- حتى اگر به كشته شدن غيرنظاميان بغات منجر نشود- استفاده كرد.
فروش سلاح پس از مبحث كاربرد سلاح اينك شايسته است كه به مناسبت، مبحث فروش سلاح نيز مطرح گردد. آنچه در فقه در اين باره آمده، فروش سلاح به دشمنان دين است. فقيهان اين بحث را در كتاب متاجر مطرح كردهاند و در آن چند قول است:
قول نخست: فروش سلاح به دشمنان دين، به قصد يارى آنان يا زمانى كه با مسلمانان درحال نبردند، حرام است. «٢» به نظر مىرسد كه درحال جنگ بودن، حالت آمادگى براى جنگ را نيز شامل مىشود، چنان كه برخى بدان تصريح كردهاند. «٣» دليل حرمت فروش به قصد يارى، آيه وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ، «٤» و دليل حرمت فروش در زمان جنگ اين روايت