قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٢٣
است نه سلب. «١» مجاهد آنگاه مستحق سلب مىشود كه امام فرموده باشد كه هركس كافرى را كشت، سلبش از آنِ اوست. اگر امام چنين تعهدى نكرده باشد، مجاهد مستحق سلب مقتول نيست و سلب از غنايم است. «٢» تعهد كردن امام اختصاص به قتل ندارد، بلكه مىتواند تعهد كند كه هركس مشركى را اسير كرد، سلبش از آن او باشد. «٣» روايت شده كه در جنگ صفين اسيرى را نزد حضرت على (ع) آوردند و اسير با آن حضرت بيعت كرد كه با ايشان نجنگد.
حضرت اسير را آزاد كرد و سلبش را به آورندهاش بخشيد. «٤» برخى فقيهان شروط ديگرى را براى تملك سلب بيان كردهاند كه از آن جمله اين است كه جنگ برپا باشد، مقتول از جنگجويان باشد، و مقتول- پيش از قتل- سخت مجروح نشده و توان جنگيدن داشته باشد. «٥» برخى معتقدند كه اعتبار اين شروط با اين قول سازگار است كه مجاهد شرعاً مستحق سلب مىشود، اما اگر بر اين باور بوديم كه مجاهد با شرط امام مستحق سلب مىشود، اعتبار اين شروط هم تابع جعل امام خواهد بود. «٦» سه- هزينه نگهدارى و انتقال غنايم: فقيهان جملگى معتقدند كه تمامى هزينه نگهدارى و نقل و انتقال غنايم تا هنگام تقسيم ميان مجاهدان، از اصل غنايم برداشت مىشود. «٧» چهار- رَضْخ: رَضخ عطا و بخششى از غنايم است كه از سهم مجاهد پياده يا سواره كمتر است، يعنى اگر گيرنده رضخ پياده است، آن بخشش كمتر از سهم مجاهد پياده است و اگر سواره است، كمتر از سهم سواره. امام مىتواند به زنان، بردگان و كفار كه از غنايم سهمى نمىبرند، رضخ بدهد. تعيين مقدار رضخ هم از اختيارات امام است. «٨» مستند دادن رضخ به زنان قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام ٢٣٦ ١. اسيران كافر ص : ٢٣٤ روايتى است كه در آن آمده است كه «پيامبر (ص) زنان را براى مداواى مجروحان به