قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٥٥
هرگاه بر دشمن دست يافتى، از او درگذر، و گذشت از او را شكر و سپاس [نعمت] توانايى بر او قرار ده. «١» ماهيت صلح صلح از ديرباز بهعنوان آرزو و آرمانى مقدّس در ميان جوامع بشرى مطرح، و نداى صلحطلبى همواره در فضاى انديشههاى متعالى بشر طنينانداز بوده است. متفكران، مصلحان و خيرخواهان، هر يك بهگونهاى، در تحقّق اين آرمان همّت به خرج داده و دست به تلاش زدهاند، امّا در اين ميان، سهم و نقش پيامبران الهى بيش از همگان بوده است. پيامبران با تكيه بر معارف و حقايق الهى و اخلاق متعالى انسانى و خيرخواهى بىنظير و با برخوردارى از زبان گوياى عقل و منطق، بيش از ديگران به محيطى امن و فضايى سالم و به دور از جنگ و درگيرى براى دعوت افراد بشر به توحيد و نشر معارف و تأمين سعادت دنيا و آخرت انسان نيازمند بودهاند. طبيعى است كه چنين كسانى در راه تحقّق و استقرار صلح و آرامش تلاش كنند و جز در مواردى كه جنگ تنها چاره است، به آن دست نيازند.
اسلام، آخرين و كاملترين دين الهى است و به حكم غناى ذاتى و مطابقت با فطرت انسانى و قدرت اقناع و تغذيه انديشهها و ويژگى عقلانى بودنِ اين دين، صلح و آرامش، مطلوب و استقرار آن هدفى متعالى است، اما اين صلح بايد شرافتمندانه، ريشهدار و همه جانبه باشد.
١. شرافتمندانه بودن اسلام خواهان صلح شرافتمندانه و همزيستى مسالمتآميز با احترام و رعايت حقوق متقابل است. در اسلام، اعتقاد به صلح به معناى پرهيز از جنگ به هر قيمت و تحت هر شرايطى نيست و هرگز نمىتوان به بهانه صلحطلبى از جنگ با دشمن متجاوز رويگردان شد، يا نداى صلحخواهى او را كه در واقع پوششى براى تثبيت يا ادامه تجاوز و ارائه يك چهره صلحطلبانه است، اجابت كرد. تجاوز را با سلاح صلح پاسخ گفتن، در واقع تسليم در برابر ظلم و زير پا گذاشتن شرافت انسانى و از همه مهمتر تشويق متجاوز و مشروعيّت دادن به