قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٣١١
مىكند كه بر كافران حربى و زنان و فرزندانشان منت گذاشته شود و آزاد گردند و گاه اينكه مردانشان كشته شوند، چنانكه مشركان قريش در فتح مكه با منت آزاد و يهوديان خيانتكار در جنگ بنىقريظه كشته شدند. از اين رو، حاكم بايد كسى باشد كه بتواند مصلحت مسلمانان را تشخيص دهد.
٢- ٣. آثار تحكيم حكم حاكم پس از صدور با شرايط يادشده نافذ است «١» و كافران و مسلمانان بايد به آن تن دهند. علامه حلّى در تذكره آورده كه حكم حاكم حتى بر امام هم نافذ است و امام نمىتواند به بالاتر از آنچه حاكم حكم كرده، حكم كند. براى مثال، اگر حاكم به غير قتل حكم كرد، امام نمىتواند به قتل حكم كند، «٢» امّا اگر به قتل حكم كرد، امام مىتواند بر محكوم منت گذارد و او را آزاد كند؛ چنانكه پيامبر (ص) در جنگ بنىقريظه پس از حكم سعد بن معاذ به قتل، درخواست يكى از اصحاب را در بخشش يكى از يهوديان پذيرفت؛ هرچند يهودى بختبرگشته آزادى را قدر ندانست و هلاكت را خواستار شد و سرانجام به دست صحابى يادشده كشته شد. «٣» اگر كفار پيش از صدور حكم اسلام بياورند، جان و مالشان محفوظ است و در صورتى كه پس از صدور حكم به قتل مردان و اسارت زنان و فرزندان و گرفتن اموال، اسلام بياورند، حكم قتل ساقط مىشود، اما حكم اسارت و گرفتن اموال به قوت خود باقى مىماند. همچنين پس از سقوط حكم قتل با پذيرش اسلام، حاكم نمىتواند به بردگى اسلامآورندگان حكم كند. «٤» اگر حاكم به قتل و اسارت و گرفتن اموال حكم كند، اموال گرفته شده غنيمت است و بايد خمس آنها داده شود. «٥» ٤. تسليم