قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢١٩
چهارپنجم غنايم تصرف كنند. «١» سرانجام، علامه طباطبايى معتقد است كه آيه سوره انفال تنها مىرساند كه اصل غنيمت ملك خدا و رسول است، بدون اينكه تعرض به چگونگى تصرف مجاهدان داشته باشد. بنابراين، اين دو آيه در مجموع اين معنا را مىرسانند كه اصل ملكيت غنايم از آنِ خدا و رسول است و خدا و رسول چهارپنجم آن را براى تصرف در اختيار مجاهدان قرار مىدهند و يكپنجم آن به خدا و رسول و ذىالقربى اختصاص دارد. «٢» به سخن ديگر، يكى ناظر به اصل ملكيت غنايم است و ديگرى ناظر به چگونگى تصرف در آنها.
نكته دوم: در اينكه آيا امام مىتواند پيش از تقسيم در همه غنايم تصرف كند و آنها را ميان مجاهدان تقسيم نكند، چند قول است:
قول نخست: برخى فقيهان معتقدند كه امام پيش از تقسيم غنايم مىتواند هرگونه كه مصلحت بداند در غنايم تصرف كند و آنها را در مواردى كه صلاح مىداند، به مصرف برساند، هرچند همه غنايم را در بر گيرد و هيچكس هم حق اعتراض ندارد. شيخ مفيد، «٣» ابى الصلاح حلبى، «٤» ابن زهره «٥» و برخى فقيهان معاصر «٦» اين قول را برگزيدهاند. رواياتى چند بر اين قول دلالت دارد. «٧» قول دوم: كاشف الغطاء معتقد است كه در جهاد ابتدايى بايد غنايم را ميان مجاهدان- به نحوى كه معين شده- تقسيم كرد، اما در دفاع هرگاه دستيابى به هدف متوقف بر هزينه كردن غنايم در امور لشكرها و لشكريان باشد، در اين امور صرف مىشود و ميان مجاهدان تقسيم نمىگردد. «٨»