قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٣٩
معصوم است، زيرا علاوه بر دلالت روايات، «١» تنها امام معصوم است كه عنوان مفترض الطاعه به طور مطلق بر او صدق مىكند. از اين رو، شامل فقيه جامع الشرايطِ مبسوط اليد (ولىّ فقيه) نمىشود. بنابراين، جهاد ابتدايى بدون حضور امام معصوم مشروع نيست. «٢» قائلين به عدم اختصاص در پاسخ گفتهاند: اوّلًا، اين روايت چنين دلالتى ندارد، زيرا به دليل مناسبت حكم و موضوع، آنچه در اين روايت حرام شده است، جنگيدن به فرمان غير امام مفترض الطاعه و پيروى كردن از اوست، نه جنگ بدون اذن امام معصوم در زمان غيبت در صورتى كه خبرگان امت، جهاد ابتدايى را به مصلحت اسلام و اعلاى كلمه توحيد بدانند. «٣» افزون بر اين، بر فرض كه اين روايت تنها جنگيدن با امام مفترض الطاعه را مشروع بداند، عنوان امام مفترض الطاعه، در امام معصوم منحصر نيست، بلكه شامل ولىّ فقيه عادل نيز مىشود، زيرا بنا بر ادلّه مُثبت ولايت فقيه، اطاعت از ولىّ فقيه عادل نيز مانند امام معصوم واجب است. «٤» ثانياً، اگر بپذيريم كه اين روايت از لحاظ دلالت تام است و به قرينه روايات ديگر، منظور از امام مفترضالطاعه امام معصوم است، امّا از نظر سند قابل خدشه است، زيرا معلوم نيست كه مراد از «بشير»، «بشير دهّان» است يا ديگرى و با توجه به اينكه در اين طبقه از راويان، نام بشير بسيار است، صرف نقل روايت «بشير دهّان» از «سويد قلّاء» در مواردى چند، نمىتواند دليل باشد كه بشير در اين روايت، بشير دهّان است. البته اين روايت در كتاب شريف كافى از بشير دهّان به طريق مرسل نقل شده است، ولى حديث مرسل معتبر نيست. «٥» وانگهى، بشير دهّان توثيق نشده است. «٦» روايت دوم:
محمد بن عبدالله گويد: به امام رضا (ع) عرض كردم: فدايت شوم! پدرم از پدران شما برايم نقل كرده است كه به يكى از آنان گفتند: در سرزمين ما، مرزى به نام قزوين و دشمنى به نام ديلم