قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٩٠
سطح بينالملل، نمىتوان انتظار داشت كه انسانها- چنان كه شايسته است- فرصت شكوفا كردن استعدادها و خلاقيّتهايشان را در همه زمينهها بيابند. افزون بر اين، استقرار عدالت اجتماعى در جوامع بشرى، بدون استقرار امنيت اجتماعى امكانپذير نيست.
امام على (ع) در عهدنامه مالك اشتر، پس از آنكه به وى فرمان مىدهد كه صلح پيشنهادى دشمن را به شرط وجود رضايت الهى رد نكند، در باره انگيزه و هدف آن مىفرمايد:
فَإِنَّ فِى الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِكَ وَ رَاحَةً مِنْ هُمُومِكَ وَ أَمْناً لِبِلادِكَ «١» زيرا در صلح، راحت لشكريان، آسايش از اندوهها و امنيّت شهرهايت نهفته است.
در اين گفتار، حضرت به امنيت فردى و اجتماعى اشاره مىفرمايد، ولى نكتهاى مهمّ كه امام (ع) مالك را بدان متوجه مىسازد، اين است كه پذيرش صلح با هدف دستيابى به امنيّت، هرگز به معناى غفلت و ناهوشيارى نسبت به دشمنان ديروز و دوستان امروز نيست، بلكه بايد امنيت و آرامش حاصل از صلح را با بصيرت و حفظ آمادگى دفاعى در همه زمينهها براى خنثى كردن هرگونه تهديد و سوء استفاده احتمالى دشمن، تضمين كرد و استمرار بخشيد. «٢» ٢. دعوت و هدايت انسانها به دين حق استقرار صلح، فرصتى مناسب براى ايجاد روابط سالم فرهنگى ميان جوامع انسانى بهمنظور آشنايى با فرهنگ و تمدن يكديگر و بهرهمندى از ارزشهاى انسانى حاكم بر آن جوامع است و اين خود، باعث رشد، تعالى و سعادت ابناى بشر است.
اسلام به پشتوانه وحى و به شهادت تاريخ، بر آن است كه از اصيلترين فرهنگ، متعالىترين معارف و انديشه و غنىترين مكتب آسمانى برخوردار است. بر اين اساس، همواره از ايجاد روابط سالم فرهنگى و تبادل انديشهها و ارزشهاى متعالى با پيروان ساير اديان الهى استقبال مىكند و بر اين باور است كه با دارا بودن ويژگيهاى منحصر به فردى- مانند سازگارى با فطرت انسانى و توان اشباع معنوى و فرهنگى بشر- به خوبى مىتواند