قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٠٦
اين فرمانى عامّ است كه شامل اهل كتاب و مشركان، هر دو، مىشود؛ هر چند در آياتى ديگر به جدال احسن با اهل كتاب و فراخواندن آنان به تكيه بر عقايد مشترك (پرستش خداى يگانه و شرك نورزيدن) اشاره شده است. «١» نكته سوم: سنت الهى بر آن است كه انسانها با اختيار و انتخاب، دين حق و صراط مستقيم را برگزينند و به سعادت جاودان نايل آيند نه با اكراه و اجبار، زيرا اكراه و اجبار با تكليف آدمى در دنيا و ثواب و عقاب در آخرت ناسازگار است. تكليف در پرتو علم و قدرت بر انجام فعل و ترك، معنا مىيابد. اگر شخص مكلّف بر انجام و ترك قادر نباشد، پاداش و تنبيه او بىمعنا است. بنابراين، اگر كسى را به پذيرش اعتقادى درست يا انجام كارى نيك وادارند، شايسته ثواب نيست و اگر به پذيرش اعتقادى نادرست يا انجام كارى ناپسند وادارند، مستحقّ عقاب نخواهد بود. آياتى بسيار بر آزادى انتخاب آدمى دلالت مىكند:
ما راه را به او [انسان] نشان داديم، خواه شاكر باشد [و پذيرا گردد] يا ناسپاس. «٢» بگو: اى مردم! حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. پس، هر كه هدايت يابد، به سود خويش هدايت مىيابد و هر كه گمراه گردد، به زيان خود گمراه مىشود و من بر شما نگهبان نيستم. «٣» و بگو: ح قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام ١١٧ جنگ با كافران حربى ص : ١١٧ ق از پروردگارتان [رسيده] است. پس، هر كه بخواهد، بگرود و هر كه بخواهد، انكار كند ... «٤» بنابراين، خداوند خواسته است كه انسانها، خود، راه ايمان يا كفر را برگزينند؛ هرچند برگزيدن راه كفر را نمىپسندد و كافران را به عذاب اليم و كيفر سخت وعيد مىدهد.
نكته چهارم: چنان كه در بحث هدفهاى غيرمشروع جهاد ابتدايى گذشت، تحميل عقيده و ايمان، ناشدنى است. ايمان و اعتقاد امرى قلبى و درونى است كه تنها با انتخاب آگاهانه بهوجود مىآيد و هرگز نمىتوان با زور، ايمان و عشق و ساير امور معنوى و قلبى را آفريد.
قرآن كريم به صراحت تحميل عقيده را ناممكن مىداند: