قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٣٦
اذا كانَتِ الْحَرْبُ قائِمَةً لَمْ تَضَعْ اوْزارَها وَ لَمْ يُثْخَنْ اهْلُها فَكُلُّ اسيرٍ اخِذَ فى تِلْكَ الْحالِ فَانَّ الْامامَ فيهِ بِالْخِيارِ انْ شاءَ ضَرَبَ عُنُقَهُ وَ انْ شاءَ قَطَعَ يَدَهُ وَ رِجْلَهُ مِنْ خِلافٍ بِغَيْرِ حَسْمٍ وَ تَرَكَهُ يَتَشَحَّطُ فى دَمِهِ حَتَّى يَمُوتَ «١» بر اساس مضمون اين حديث، در هنگامى كه جنگ بر پا است و هنوز پيروزى كامل به دست نيامده، هر اسيرى از دشمن گرفتار شود، امام اختيار دارد قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام ٢٤٦ ١. اسيران كافر ص : ٢٣٤ گردنش را بزند و يا دست و پايش را برعكس يكديگر ببرد و به همان حال رها كند كه در خون خود دست و پا بزند تا بميرد. مشهور فقهاى شيعه نيز به مضمون همين روايت فتوا دادهاند. «٢» سه- اسير گرفتن پس از پيروزى: زمانى كه با نصرت الهى، رزمندگان اسلام به اهداف خويش دست يافتند و شعلههاى جنگ فروكش كرد و موقعيّت تثبيت گرديد، با هوشيارى تمام، بدون شتابزدگى و با حفظ آمادگى كامل در برابر توطئههاى مجدّد و سوء استفاده دشمن از غفلت نيروها در هنگام اسير گرفتن، بايد باقيمانده نيروهاى دشمن را به اسارت گرفت و از كشتن آنان پرهيز كرد.
بخش دوم آيه ٤ سوره محمد (حَتَّى اذا اثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الوَثاقَ ...) بر اسير گرفتن در اين مرحله دلالت دارد و در واقع اين آيه بيانگر يك دستور حساب شده جنگى است كه پيش از در هم شكستن قطعى مقاومت دشمن نبايد اقدام به گرفتن اسيران كرد، زيرا پرداختن به اين امر گاهى سبب تزلزل موقعيت مسلمانان در جنگ خواهد شد و پرداختن به اسيران و تخليه آنها به پشت جبهه، مسلمانان را از وظيفه اصلى باز مىدارد. «٣» امّا پس از اين مرحله، يعنى به هنگام تثبيت موقعيت مسلمانان و شكست دشمن، با جمله «فَشُدُّوا الْوَثاقَ» دستور اسير كردن دشمنان را صادر مىكند. ظاهر آيه اين است كه در اين مرحله از جنگ، اسير كردن دشمن لازم است و بايد باقيمانده نيروهاى دشمن شكست خورده به اسارت درآيند «٤» و با شدت تمام از