قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٤٢
او ندارد و تنها بخش قابل اطمينان اوستا، گاتهاست كه ترجمه و تفسير پهلوى آن نيز قابل اعتماد نيست. «١» شايان يادآورى است كه اصل اوستا در يك زمان تدوين نشده و در دورههاى مختلف فراهم آمده است. بخش كهن آن (گاهان يا گاتها و يسنه هفت هات و بندهاى ١٣، ١٤ و ١٥ يسنه ٢٧ و بند ١ يسنه ٥١) در حدود هزار سال پيش از ميلاد، و از بخش جديد اوستا (يسناها و ويسپرد و يشتها و ونديداد و خرده اوستا) يسناها و يشتها ظاهراً در دوره هخامنشى، و خرده اوستا در زمان شاپور دوم تأليف شده است. زمان تأليف ونديداد را هم بايد پس از تأليف يسناها و يشتها دانست. «٢» از آنچه به اختصار در باره اوستا گفته شد، معلوم مىشود كه اولًا همه آن در زمان خود زرتشت يا اندك زمانى پس از او گرد نيامده است و ثانياً، آنچه ابتدا نوشته و تنظيم شده است- هرچند بپذيريم بخشى از آن در زمان خود زرتشت به نگارش درآمده- در زمانهايى به كلى ازبين رفته است و آنچه مجدداً گرد آمده، تنها از شنيدهها و محفوظات انسانهايى بوده كه وثاقت و علم و آگاهى آنان چندان روشن نيست. از همين روست كه علامه طباطبايى در الميزان دست يافتن بر واقعيت و حقيقت مذهب مجوسيان را امكانپذير نمىداند. «٣» هرچند گاتها- كه كهنترين و معروفترين بخش اوستا و به زرتشت منسوب است- ازنظر محتوا و قالب با ديگر بخشهاى آن تفاوت چشمگيرى دارد، امّا بايد توجه داشت كه نمىتوان آن را وحى الهى برشمرد و از خود گاتها به دست مىآيد كه بيان و سروده خود زرتشت است نه كلام خدا. وى هيچگاه حتى براى يكبار مدعى نمىشود كه گاتها كلام خداست و سرودههاى او وحى الهى است. «٤» در پايان اين بحث بار ديگر مطلب آغازين را بايد يادآور شد كه بنا بر روايات وارده از معصومان (ع)، در اينكه مجوسيان پيامبر و كتابى آسمانى داشتهاند، ترديدى نيست.