قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٧٥
«از پراكندگى بپرهيزيد، چون فرود مىآييد، باهم فرود آييد، و چون كوچ مىكنيد، همه كوچ كنيد». «١» حضرت در اين عبارت، از پراكندگى و ناهماهنگى- كه بىنظمى است- نهى، و به هماهنگى- كه نظم داشتن است- امر مىكند.
اطاعت از فرمانده پيش از اين گفته شد كه چون امام عادل يا منصوب از جانب او در امر جهاد يا در همه امور ازجمله جهاد، عدهاى را به جهاد با دشمن يا دفاع در برابر هجوم او فراخواندند، بر آن عده، اطاعت و شركت در جهاد يا دفاع واجب، و سرپيچى و تخلف از آن حرام است. اين وجوب تنها به شركت در جهاد و دفاع محدود نمىشود، بلكه پس از شركت نيز اطاعت از آنان و همچنين فرماندهان منصوب از جانب آنان به هنگام جنگ با دشمن واجب است. بنابراين، اگر امام عادل يا منصوب از جانب او فرماندهانى را انتخاب و نصب كردند و اينان نيز خود، فرماندهان پايينتر را انتخاب و نصب كردند، اطاعت از همه اين فرماندهان- چه آنان كه مستقيماً از سوى امام عادل و چه آنان كه غيرمستقيم و با واسطه بدين سمت گمارده شدهاند- بر نيروهاى زيردستشان واجب است.
علامه حلى در تذكره آورده است كه «بر امام مستحب است كه هرگاه گروهى را به نبرد اعزام مىكند، فرماندهاى مطمئن و كارآزموده و چابك بر آنان بگمارد و آنان را به اطاعت از او فرمان دهد». «٢» همچنين كاشف الغطاء پس از آنكه وجود فرماندهاى مطاع، شجاع، آگاه و ديندار و نيز اجتماع لشكريان و سپاهيان مسلمان را از اسباب آمادگى براى جهاد برمىشمارد، بر سپاهيان و لشكريان اطاعت از فرمانده را در نبرد با دشمن و نيز اطاعت از فرماندهان منصوب شده از جانب او را همچون اطاعت از خود او واجب مىداند. «٣» از دلائل وجوب اطاعت از فرمانده در جهاد با دشمن، عقل است، زيرا نبرد با دشمن و دست يافتن به پيروزى جز با وجود فرماندهانى مطاع و رزمندگانى مطيع ميسر نيست؛ اگر در