قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٦٤
در پاسخ به اين دسته از مستشرقان بايد گفت: اوّلًا هدف دين، تنها دعوت به پرستش خداوند و هدايت بشر نيست، بلكه افزون بر آن، زمينهسازى براى اقامه قسط و عدل در جامعه، از مهمترين هدفهاى همه انبياى الهى بوده است:
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنَا بِالبَيِّنات وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الكتابَ وَالميزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ... (حديد: ٢٥)
ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنان كتاب [آسمانى] و ميزان [شناسايى حق از باطل و قوانين عادلانه] نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.
پيامب قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام ٧٦ ٢. اهداف مشروع ص : ٧٢ ران الهى براى تحقّق و برپايى عدالت در جوامع انسانى، نيازمند آن بودهاند كه در صورت مساعد بودن شرايط، در نخستين گام، حكومت تشكيل دهند و قدرت سياسى را در دست گيرند. در دنباله آيه يادشده، آهن كه داراى نيرويى شديد، و سمبل قدرت است، ابزارى براى يارى دين و پيامبران الهى قلمداد شده است:
... وَ أنْزَلنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إنَّ اللَّهَ قوىٌ عَزيزٌ و آهن را فرو فرستاديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است تا خداوند بداند چه كسى او و رسولانش را يارى مىكند بىآنكه او را ببيند. خداوند قوى و شكستناپذير است.
به دست گرفتن قدرت و تشكيل حكومت نيز بدون مخالفت عملى قدرتمندان و مخالفان تعاليم انبيا متصوّر نيست. بنابراين، پيامبران ناگزير بودهاند با آنان كه مانع و مزاحم تحقّق هدفهاى الهى بودهاند، به مبارزه برخيزند و آنجا كه ضرورت ايجاب كند، به جنگ و نبرد بپردازند. از ميان برداشتن موانع تحقّق رسالت دين با جنگ، در جايى كه نبرد بايسته و كارساز است، نشان كمال آن دين است نه كاستى آن. ثانياً، اينكه پيامبران الهى هيچگاه به جنگ متوسّل نمىشدهاند، ادعايى است باطل. علّامه طباطبايى در پاسخ به اين ادعا مىگويد: «اوّلًا تاريخ موجود زندگى پيامبران، نشانگر آن است كه شرايط دوران زندگى پيامبرانى مانند نوح، هود، صالح (ع) به دليل قهر و سلطهاى كه آنان را از هر سو احاطه كرده بود، به آنان اجازه جنگ نمىداده است ثانياً، تعدادى از انبياى الهى در راه خدا به جنگ پرداختهاند، چنان كه داستان