قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٧٧
البته مقصود استاد مطهرى از جنگ براى از بين بردن عقيدههاى باطل و شرك آلود، هرگز تحميل اسلام نيست، زيرا خود بر اين باور است كه ريشهكن كردن شرك با جنگ، چيزى جداى از تحميل اسلام است، «١» و از آنجايى كه استاد بر نابودى عقيدههاى شركآلود تأكيد مىكند- نه از بين بردن مشركان-، به احتمال زياد، منظور ايشان نابودى حاكميّت و مظاهر شرك است، و گرنه راه مقابله با عقيدههاى نادرست و شركآلود، استدلال و برهان، اندرز نيكو و جدال احسن است. با نابودى حاكميّت و مظاهر شرك، بستر لازم براى احتجاج و گفتوگوى منطقى با مشركان به منظور هدايت آنان فراهم مىآيد. سيره حضرت ابراهيم (ع) در برخورد با شرك و بتپرستى قوم خويش اين بود كه نخست آنها را به خداپرستى و ترك پرستش بتان دعوت كرد و چون نپذيرفتند، بتان را در هم شكست و با نسبت دادن آن به بت بزرگ، زمينه احتجاج را فراهم ساخت:
گفتند: اى ابراهيم، آيا تو با خدايان ما چنين كردى؟ گفت: [نه] بلكه آن را اين بزرگشان كرده است، اگر سخن مىگويند از آنها بپرسيد. سپس به خود آمده [و به يكديگر] گفتند: در حقيقت شما ستمكاريد. سپس سرافكنده شدند [و گفتند:] قطعاً دانستهاى كه اينها سخن نمىگويند.
گفت: آيا جز خدا چيزى را مىپرستيد كه هيچ سود و زيانى به شما نمىرساند؟! افّ بر شما و بر آنچه غير از خدا مىپرستيد، مگر نمىانديشيد؟! «٢» كوتاه سخن آنكه اوّلًا اسلام حاكميّت كفر و شرك را نمىپذيرد و ثانياً، تنها به اديان الهى مجال ظهور مىدهد و ترويج آيين و مظاهر شرك را از آن روى كه با توحيد ناسازگار است، برنمىتابد.
٢- ١- ٢. از ميان برداشتن موانع دعوت: اسلام به عنوان آخرين و كاملترين دين الهى، آيينى جهانشمول است كه رسالت هدايت تمامى انسانها را برعهده دارد. قرآن كريم، كتاب هدايت همه انسانها است و از اين رو، به ملت و نژادى ويژه، سرزمين و ناحيهاى معيّن و زمانى خاص