قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٣٢
و چون آيه «إِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا ..». نازل شد، پيامبر فرمود:
از ميان شما كسى است كه پس از من بر تأويل خواهد جنگيد؛ چنانكه من بر تنزيل جنگيدم.
از پيامبر سؤال شد: او كيست؟ فرمود: پينه كننده كفش يعنى اميرالمؤمنين، على (ع).
در پايان اين روايت آمده است كه هركس اين شمشيرها (جهادها) يا يكى از آنها و يا احكام آنها را انكار كند، به آنچه خداوند بر پيامبرش، حضرت محمد (ص)، فرو فرستاده است، كفر ورزيده است. «١» در روايت ديگرى امام على (ع) از پيامبر (ص) نقل مىكند كه فرمود: «يا على، خداوند متعال پس از من بر مؤمنان جهاد را در فتنه واجب كرده؛ چنانكه بر آنان جهاد با مشركان را همراه من واجب فرموده است. پرسيدم: اى رسول خدا، چيست آن فتنهاى كه در آن جهاد بر ما واجب شده است؟ حضرت فرمود: فتنه قومى كه شهادت مىدهند خدايى جز خداى يگانه نيست و من رسول خدايم، اما با سنت من مخالفت مىكنند و در دين من طعنه مىزنند. گفتم:
اى رسول خدا، با آنكه آنان به وحدانيّت خداى متعال و رسالت شما شهادت مىدهند، به چه دليل با آنان بجنگيم. فرمود: چون در دين خود بدعت مىگذارند، از دستورات من جدا مىشوند و خون عترت مرا حلال مىشمارند». «٢» افزون بر روايات، سيره امام على (ع) در برخورد و جنگ با قاسطين، ناكثين و مارقين- كه هرسه گروه، باغى بودند- دليل وجوب جهاد با اهل بغى است. حضرت جنگ با اين سه گروه را وظيفه شرعى خود مىدانست «٣» و به خداى يگانه سوگند ياد مىكرد كه «راهى جز جنگ با آنان (بغات) يا كفر ورزيدن به آنچه خداى متعال بر پيامبرش، محمد (ص)، فرو فرستاده است، نيافتم». «٤»