قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٢٦
خروج كند، باغى است، «١» و سرانجام، برخى خروج كننده بر نايب خاص يا عام امام را نيز- كه ظاهراً امام معصوم مراد است- باغى شمردهاند. «٢» اندك فقيهانى كه به تعريف بغى پرداختهاند، اين واژه را در عرف متشرعان، خروج از اطاعت امام عادل «٣» يا خروج بر او «٤» تعريف كردهاند.
در فقه اهل سنت، فقيهان مالكى، خوددارى از اطاعت امام (كسى كه امامتش ثابت شده) در غير معصيت و به قصد غلبه بر او را بغى، و گروهى از مسلمانان را كه با امام اعظم يا نايبش- به دليل سرپيچى از اداى حقى واجب يا نافرمانى- مخالفت ورزند، بغات ناميدهاند. حنفيان، خروج به ناحق از اطاعت امام حق را بغى، و خروجكننده را باغى دانستهاند. فقيهان شافعى، بغات را گروهى مسلمان مىدانند كه با خروج بر امام و سرپيچى از فرمان او يا ندادن حقى- كه برعهده آنهاست- با وى به مخالفت برخيزند. حنبليان، خروجكنندگان بر امام را- هرچند غيرعادل- بغات ناميدهاند. «٥» ركن تعاريف بيشتر فقيهان شيعى، «خروج بر امام عادل» است. در باره مفهوم «خروج بر» دو احتمال را مىتوان مطرح كرد؛ نخست اينكه مراد از اين عبارت، قيام و شورش مسلحانه و جنگطلبانه است. بر اساس اين احتمال، بغات كسانىاند كه بر ضد امام عادل دست به سلاح مىبرند و خواهان جنگ با او هستند. مؤيد اين احتمال، تعريف بغى به جنگ و نيز عطف جنگيدن بر خروج در برخى تعاريف است. محقق كركى نيز در جامعالمقاصد، متبادر از تعريف بغى را خروج با شمشير مىداند. «٦» ديگر احتمال اين است كه مقصود از «خروج بر»،