قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٨٧
شبهههاى عقيدتى و برداشتهاى نادرست از دين و مفاهيم دينى پاسخ گويند و منحرفان را به صراط مستقيم هدايت كنند. حال، اگر منحرفان بر انحراف خويش پاى فشردند و با هدف دفاع از عقايد منحرف خود، دست به سلاح بردند و با حكومت اسلامى وارد جنگ شدند، وظيفه حكومت چيست؟
بىگمان، از نظر عقل و نقل، حفظ جامعه اسلامى از خطر سقوط در وادى گمراهى و حفظ دين از خطر انحراف و جلوگيرى از حاكميّت منحرفان كجانديش مشروع و واجب است. از اين رو، پس از آنكه ارشاد و هدايت، منحرفان محارب داخلى را سودى نبخشيد و آنان به هشدار رهبر عادل جامعه اسلامى توجه نكردند، جنگ با آنان حقّ مشروع حكومت اسلامى است. همچنين، براى اثبات مشروعيّت جنگ با منحرفان محارب مىتوان به سيره امام على (ع) در جنگ نهروان با خوارج استناد جست. خوارج كه منشأ انحراف آنان به جنگ صفّين بازمىگردد، گروهى بودند به ظاهر ديندار، ولى جاهل و از درك صحيح مفاهيم و معارف دينى ناتوان. خوارج در جنگ صفين و در آستانه شكست سپاه معاويه، با حيله عمر و عاص فريب خوردند و حضرت را واداشتند كه به جنگ با معاويه پايان، و به حكميّت تن دهد و داورى ابوموسى اشعرى را- كه مردى كمخرد و بىتدبير بود- بپذيرد.
خوارج پس از وارد آوردن اين زيانهاى بزرگ، با استناد به آيه كريمه إنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ «١» اصل پذيرش حكميّت را كفر، و خود و حضرت على (ع) را كافر انگاشتند و خواستار توبه آن حضرت شدند. امام على (ع) از آنجايى كه مايل نبود به روى كسانى شمشير بكشد كه تا ديروز در كنارش عليه سپاهيان معاويه مشغول نبرد بودند، نخست با نهايت متانت و بزرگوارى كوشيد تا با ايراد سخنرانيهاى روشنگر، انحراف آنان را در تفسير غلط آيات قرآن آشكار كند و شبهه آنان را در باره اصل مشروعيّت حكميّت برطرف سازد. «٢» در اثر همين خطابهها بود كه شمارى بسيار از خوارج به سپاه حضرت پيوستند و از هلاكت نجات يافتند، اما پس از آنكه باقيمانده اين گروه منحرف، بر عقايد خويش اصرار ورزيدند و سلاح برگرفته، به كشتار مسلمانان بىگناه پرداختند، امام (ع)، ديگر درنگ و مدارا را روا ندانست و با بصيرت كامل دريافت كه بايد به اين فتنه پايان دهد و امت اسلامى را از دست اين منحرفان لجوج رهايى